مریض ..

 

یه عمرْ مریضش بودم وْ،حتی عیادتم نکرد

دیروز تولدش بود وْ، اون منو دعوتم نکرد

 

عکسای یادگاریشه ؛ثانیه های خلوتم

بخاطرش تب می کنم؛بگید بیاد عیادتم

 

کنار قرصای شبم لحظه به لحظه می میرم

به یاد اون خاطره هاش، آروم آروم می گیرم

 

می کِشم عکس دلی ؛دلی که دلداریش تویی

این مردْ بیمارِ همَش ، باعث بیماریش تویی

 

شدم واست کبوتر وْ؛رهام کن از بند قفس

میخوام واست پر بزنم تا آخرین نا و نفس

 

میخوام برم تا آسمون حلقه ی ماه و بگیرم

بذارم تو دس تو؛ اینجوری آروم می گیرم

 

کاشکی که باورت بشه ؛ترانه هام حقیقته

ترانه هامو گوش بده اینم برام غنیمته

 

می کِشم عکس دلی ؛دلی که دلداریش تویی

این مردْ بیمارِ همَش ، باعث بیماریش تویی

 

 

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید: