…….

دارم تو قحطی صدات تو دلهره جون میکنم
تو این عذاب ابدی باید صدا تو بشنم

فقط تویی که میتونی تن سکوتو بشکنی
چرا بازم ساکتی و حرفی با من نمیزنی

چرا مثه گذشته ها بهم نگا نمی کنی
تو سجده های بی صدات منو دعا نمی کنی

دلم میخواد پیرهنتو مثله همیشه بو کنم
خوشبختی برای تو از خدا آرزو کنم

حال و هوای لحظه هات گرم و بهاری بمونه
حسرت سرما تو دل سرد بخاری بمونه

اینو بدون که دل من با خاطرات تو خوشه
دوری از دستای تو منو به آتیش میکشه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: