مقصد التماس

میخوام با خودم از نگاهت بگم
میخوام با من از حس و حالت بگی
یه عمری نگاهت منو حفظ کرد
تو این راه پر وحشت زندگی
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
میخوام بوی عطر تو رو حس کنم
که تو خونم عطر تو جاری بشه
درسته یه عمره شکستم ولی
نمیذارم این زخم کاری بشه
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
شاید تا تهش باید از تو بگم
شاید عشق تو کار دستم بده
ولی با تو باشم تمام جهان
نمیتونه من رو شکستم بده
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اگه لحظه ای از تو غافل بشم
از آسونترین کار جا میزنم
واسه لمس آرامش اسم تو < 1 >
ببین عمریه دست و پا میزنم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
یه عالم میتونن تو رو حس کنن
توی گریه های نمازای من
میخوام بغضمو پیش تو بشکنم
تویی مقصد التماسای من
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
تویی مقصد التماسای من
کنارت جهان توی مشت منه
دارم باورش میکنم حس من
فقط سمت اسم تو پر میزنه
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
پا نوشت :
۱. الا بذکر الله لا تطمئن القلوب ……

از این نویسنده بیشتر بخوانید: