( پاییز یه فصل کهنه بود )

یه فصل پر از بهونه و یه فصل سرد غصه دار
یه فصل پر از شبای تلخ فصل غروب و انتظار
فصل کلاس اولیا فصل شروع مدرسه
فصلی که از تو می گذره به گریۀ من می رسه
پاییز یه فصل کهنه بود یه فصل بی حوصله تر
یه فصل پر از خندۀ تلخ یه فصل پر از چشمای تر
فصل جدایی درخت از برگای مریض و زرد
دوباره فصل لحظۀ ابر سیاه و باد سرد
بارون میاد ولی زمین از تشنگی بازم پره
از این فصل پر از دروغ بدش میاد و دلخوره
پاییز یه فصل کهنه بود فصل بدون تازگی
فصل عقیمی که نشد یه شعر تازه ای بگی

میثم بخشی
۱۸ خرداد ۹۰

از این نویسنده بیشتر بخوانید: