حرف سکوت

وقتی تو آسمون شبا ستاره ها مهمون میشن
تموم شادیای من پشت غما پنهون میشن

غم نداشتن تو و غم هزار بود و نبود
غم چشای گریونم که از غمت شده ن کبود

تنهایی تنها کسیه که من بدون تو دارم
همونه که برای من بدون تو شده یارم

حرفی نداره جز سکوت برای من تو لحظه هام
منی که از تو دورم و تو هرنفس تو رو میخوام

نیستی گلم کنار من دوریت برام عذاب شده
چه میدونم شاید دیگه دیدن تو یه خواب شده

خوابی که تعبیرش غم و شکستن وجودمه
قطره به قطره آب شدن تا لحظه نبودمه

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی رضا کزازی

به نام آن که مارا آفرید برای با هم بودن پنجره ی چشمانت را بگشای و با نگاه مهربانت آرامشی به من ده همچون آرامش خواب تا که من به شکرانه آن دست بر خاک نهم و سر به اسمان کشم آنچنان که گویی سالهاست ریشه در خاک دارم. Reza.djks@yahoo.com