بایاتی لار (ترانه هایی به گویش محلی) بودن یا نبودن؟

ادبیّات شفاهی معادل اصطلاح انگلیسی Oral Literature گونه ای از ادبیّات منظوم یا منثور است که از نسلی به نسلی یا از جایی به جایی، سینه به سینه منتقل می شود و بارزترین ویژگی آن، ذوقی بودن است. ادبیّات شفاهی میراث گذشتگان جوامع و تابنده ی تخیّل و احساس آنها در دوره های گوناگون حیاتشان است.

ادبیّات شفاهی که گاهی ادبیّات قومی و گاه نیز ادبیّات زبانی خوانده می شود، مجموعه ای از لطیف ترین و دلنشین ترین آفریده های مردم را در بر می گیرد. این نوع از ادبیّات دارای چند خصوصیّت بارز می باشد، که اوّلین آن همانا شفاهی بودن آن است به این معنی که سینه های مردم، مطمئن ترین وسیله ی ثبت و ضبط آن و زبان آنان وسیله ی انتقال مضمون خلق شده ی آن نوع ادبی می باشد. دومین ویژگی ادبیّات شفاهی، وابسته بودن آن به یک روحیّه ی جمعی است در این مفهوم که زاده ی اندیشه ی شخص واحدی نیست، بلکه تخم آن در میان جامعه و توسط افراد جامعه کاشته شده و به وسیله ی آنها آبیاری می شود. اگر هم برخی از نمونه های ادبیّات شفاهی محصول اندیشه ی فرد واحدی باشد به تدریج در میان مردم دگرگون شده  و شخص مذکور به دست فراموشی سپرده می شود.

ادبیّات شفاهی، زبانی ساده و بیانی بی پیرایه دارد و همچنین از آنجا که  پدیدآورندگان اصلی ادبیّات شفاهی، عوام و مردم کوچه و بازار هستند، به همین خاطر بسیاری از واژگان و اصطلاحات و تعبیرات عامیانه در آنها  به چشم می خورد.

قصّه ها، حکایت ها، لطیفه ها، تمثیل ها، متل ها، ضرب المثل ها، ترانه ها، دعاها، نفرین ها و دیگر آثار شفاهی در زمره ی ادبیّات شفاهی هستند. ادبیّات شفاهی را می توان در سه رده ی داستانی، غیر داستانی و نمایشی جای داد. گونه ها و قالب هایی همچون قصّه، حکایت، تمثیل و افسانه در شمار ادبیّات شفاهی داستانی هستند. درون مایه ی بیشتر اینها سرگذشت واقعی یا افسانه ای چهره های پرآوازه ی تاریخی است و غالب آنها پند یا درسی اخلاقی به دنبال دارند. ادبیّات شفاهی غیر داستانی شامل گونه هایی همچون لطیفه، متل، ضرب المثل، چیستان، لالایی، دشنام و ترانه است. گونه های منظوم این رده، مانند ترانه ها و لالایی ها را عمدتاً در قالب های دو پاره (بیت) و چهار پاره می سرایند. سومین رده ی ادبیات شفاهی- ادبیات شفاهی نمایشی- سابقه ای بس دیرینه در ایران دارد. ردّ این نوع ادبیّات شفاهی را می توان تا روزگار اشکانیان (۲۵۰ ق.م. – ۲۲۶ میلادی) دنبال کرد. در جامعه ی آن روزگار، خنیاگرانی می زیستند که به آنان گوسان می گفتند. این واژه ی پارتی به معنی خنیاگر و رامشگر است. کار گوسان ها نوازندگی و بازگویی سرگذشت گذشتگان بوده است. بدین جهت، کار آنها را باید در زمره ی آثار نمایشی قلمداد کرد که سنّت شفاهی بر آنها حاکم بود. این سنّت در طول تاریخ ادبیّات این سرزمین، هرچند با افت و خیزهایی همراه بوده، همواره حضور داشته است. امروزه نمونه های این نوع ادبیّات را می توان در نقّالی ها، مولودی ها، خیمه شب بازی ها، نمایش های روحوضی و… مشاهده کرد. آثار شفاهی نمایشی بیشتر به نظم و با همراهی آهنگ (موسیقی) عرضه می شوند.

بایاتی ها یا دو بیتی های آذری یکی از پربارترین ادبیّات شفاهی مردم آذری زبان را تشکیل می دهد. عنوان بایاتی، به احتمال زیاد از نام «بیات» یا «بایات» اخذ شده است و بایات ها از جمله قبایل متعدّدی بودند که در دوران های کوچ و اتراق به آذربایجان آمده و در آنجا ساکن شده اند. حدس انتساب «بایاتی» به بایات ها وقتی قریب به یقین می شود که در موسیقی فولکوریک آذربایجان نیز به نواهای از قبیل «افشاری» و «گرایلی» برمی خوریم که عنوان آنها نیز از نام قبایل و اقوام گرفته شده است.

بی شک نمونه های اوّلیّه ی بایاتی ها در آغازامر به وسیله ی شعرا و نوازندگانی که در ادبیّات و موسیقی عامیانه ی آذربایجان به نام «عاشیق» اشتهار دارند، به سلک نظم درآمده است و یکی از معروف ترین آنها «ساری عاشیق» می باشد که بایاتی های او در میان مردم دهن به دهن گشته و رواج عامّه یافته است. شایان ذکر است بایاتی هایی که اکنون به مقدار زیاد در بین مردم رواج دارند، خواه احتمال شناختن سراینده و مصنّف آنها درمیان باشد یا نه، تعلّق به عامّه دارند. زیرا خلق آنها را سینه به سینه بازگو کرده، آنچه را به زبان ذوق و سلیقه ی خود بیگانه دیده، به یک سو نهاده و به اقتضای احساس و خواستهای عاطفی خود در آنها تغییراتی داده و بدین شکل سکّه ی فردی را از روی آنها زدوده و به تملّک گنجینه ی فولکوریک عامّه درآورده است.

هر بایاتی مرکّب از چهار مصراع می باشد که بر اساس وزن هجایی سروده شده است. هر مصراع بایاتی از هفت هجا تشکیل یافته و مصراع های اوّل و دوم و چهارم هم قافیه بوده، ولی مصراع سوم از نظر قافیه آزاد می باشد:

آغ آلمـا قـیـزیـل آلــمـا

نیمچه یَه دوزول آلما

چیرکین آل،اصیل اُلسون

بد اصیل گوزَه ل آلما

***

آغ دَسمالین مندَه دیـر

سَرمیشم چمنده دیـر

عالم گوزه ل نن دولسا

مَنیم گوزیم سنده دیر

***

در بایاتی ها دو مصراع اوّل و دوم به عنوان درآمد محسوب می شود و منظور اصلی در مصراع های سوم و چهارم بیان می گردد:

عزیزیم گول آلاندا

ساچا سونبول آلاندا

یاریم یادیمـا دوشَر

الیـمَه گــول آلانـدا

***

داغـلارا اَکـدیـم لالا

الـه آلـدیـم پیــیـالا

هئچ گورونوب دونیادا

ظلم ائوی آباد قالا؟

***

زبان بایاتی، زبانی ساده و بی تکلّف می باشد و در عین سادگی پاره ای از آرایه های ادبی از قبیل تشبیه، کنایه، مجاز و استعاره را در خود جای می دهد:

آغـلارام آغلار کیـمی

دردیم وار داغلار کیمی

خزه ل اولوب توکولدوم

ویـرانـا بـاغـلار کیـمی

***

یار منه باخدی گئتدی

قلبیمی، یاخدی گئتدی

آغلاماقدان گؤز یاشیم

سئل کیمی آخدی گئتدی

یکی دیگر از آرایه های لفظی که در بایاتی ها بیش از حد به کار می رود آرایه ی جناس می باشد:

اوجاغی یاخشی قالا

اودون قوی یاخشی قالا

نَه اولار بو دونیادا

پیس ئوله، یاخشی قالا

***

الـیـنـده گـؤزه ل آلـمـا

توتوبدور گؤزه ل آلما

ائل چیرکینین آل، عاشیق

حـیـاسـیـز گـؤزه ل آلـمـا

***

بایاتی ها در قالب فشرده و منسجم، افکار و معانی عمیق اجتماعی و اخلاقی و … را در بر می گیرد. در میان بایاتی هایی که مضمون غنایی دارند، بایاتی های عاشقانه جای وسیعی را به خود اختصاص داده است:

عاشیق ناچار آغلاما

پیس گون کئچر آغلاما

فـلک باغـلی قاپـینـی

بـیرگون آچـار آغلاما

***

دورمـا قاپی دالیـنـدا

گؤزوم قالدی خالیندا

گـئـدیـم آناما دئـیـیم

گـلیـم قـالـیم یـانیـندا

***

مضامین بسیاری از بایاتی ها، لالایی های مادران می باشد:

لای لای دئدیم گونده من

کؤلگه ده سن، گونده من

ایلده قوربان بیر اولسا

سـنه قـوربان گونده من

***

لای لای دئدیم اوجادان

چئخسین سسیم باجادان

آلله سـنی ساخلاسـین

بوغـمادان، قیزیلجادان

در بایاتی ها بسیاری از مسائل اجتماعی و انسانی از قبیل ستایش از خصائل مردانگی، ترغیب به صدق و صفا، حق جویی، وفاداری، امیدواری، اعراض از تزویر و ریا، رازپوشی، ناپایداری دنیا و… به چشم می خورد:

آل کمری بئل باغلا

ساچلارینی تئل باغلا

نَه یادا سیرّینی وئر

نَه نامرده بئل باغلا

***

یامان گون کئچر گئدر

عؤمرومو بیچر گئدر

دونـیادا غـم شـربـتـین

هـرگـلـن ایـچـر گـئـدر

***

من عاشـیق دالداسـینا

مرد ایگید دالداسینا

نامرد آصلان اولسادا

سئـخیلما دالـداسینا

منطقه ی آذربایجان به خاطر دارا بودن موقعیّت جغرافیایی خاص و مواهب طبیعی سرشار خود بارها مورد تاخت و تاز چپاولگران و دشمنان بوده است. این تاخت و تازها آرامش مردم را به هم زده و چه بسا آنها را به ترک یار و دیار خود ناگزیر ساخته است. به همین خاطر دوری از وطن و احساس غربت مضمون و مایه ی یک رشته ی دیگر از بایاتی ها گشته است:

عزیزیم وطن یاخـشی

کؤینگی کتان یاخشی

غربت یئر جنّت اولسا

یئنه ده وطن یاخشی

***

عاشیقم، وطن آغلار

منه هر یئتن آغلار

غریبلیکده  ئوله نـین

حالینـا کفن آغلار

***

من عاشیق، قازان آغلار

اود یانار، قازان آغلار

غربت یئرده ئوله نین

قبرینی قازان آغلار

ذکر این نکته ضروری است، با توجه به اینکه بایاتی ها یا دو بیتی های آذری از چهار مصراع و بر اساس وزن هجایی و از هفت هجا تشکیل یافته اند، همین نوع شعر در نواحی مختلف با اسامی خاصّی به کار می روند. به عنوان مثال قشقایی های شیراز به جای بایاتی «کؤشوق» مردم ارومیّه «ماهنی» مردم ساوه و خلج «ییر» مردم ترکمن «آیدیم» ترکهای عراق «خویرات» و در بعضی از مناطق قفقاز دربند به جای آن «سارینگ» می گویند.

***

***

غریبم یوخدو آرخام
قانادیم یوخدو قالخام
دورام داغلار باشیندا
وطنه ساری باخام
***

غریبم پشت و پناهی ندارم
بال و پری برای بلند شدن ندارم
بالای کوه بایستم و
به راه وطن چشم بدوزم

***

عزیزیم کتان ساری
کؤینه گیم کتان ساری
چیخایدیم داغ باشینا
باخایدیم وطن ساری

***

عزیزم کتان زرد است
پیراهن کتانم زرد است
کاش بالای کوه می رفتم
به راه وطن چشم می دوختم

***

عزیزیم کتان دا گول
شال دا گول کتاندا گول
یئریمیز یاخشی یئردی
حئیف کی وطن دئییل

***

عزیزم کتان گل دارد
شال و کتان گل دارد
جایمان خوب جائی است
حیف که وطنمان نیست

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

مطالب پیشنهادی