« مجرم »

از دور یکی مراقب من بود
وقتی که لبم به بوسه عادت داشت
احساس رهایی ام رُ می پایید
به حضرت بردگی ارادت داشت

من بی خبر از حرفه ی تاریکش
با نور صداقتم یکی بودم
او منتظر لحظه ی لغزش بود
من مرد بد همیشگی بودم

با تهمت عاشقی به من شک کرد
چون قلب یه یاکریمو بوسیدم
تعقیب یه دیوونه غم انگیزه!
او دید که بی کسیمو بوسیدم!

همخوابه ی الهام و تراوش ها!
شعرام مث بچه های نامشروع!
با شهوت شاعرانه می کشتم
هر واژه رُ که به ام میگف ممنوع!

با نحسی این زمونه هم آغوش
با عصمت یه فرشته همپایه
با روسـ*پی ترانه هم بستر
با مست ترین ستاره همسایه

محکوم ترین مجرم تاریخم
چون دین من آیین محبت بود
جاسوس من از عاطفه لبریزه
چون شاهد اینهمه جنایت بود

از دور گناهامو تماشا کرد
ده روز قشنگ شوم آذر ماه
رو برگ گزارشش مینوشت:
« پُر حاشیه – بی عقیده – خاطرخواه…

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • ترانه ات زبان محکمی داشت . و خوشحالم که با تامل مینویسی . موفق باشی/
  • سلام دوست عزیز ... به غیر از ((تعقیب یه دیوونه غم انگیزه! او دید که بی کسیمو بوسیدم!)) همه ش و دوست داشتم.
  • سلام دوست شاعر @};- @};- « پُر حاشیه – بی عقیده – خاطرخواه… =D> =D> من از ترانتون لذت بردم 8-> لایک =D> =D>
  • منو بردی به دنیای فریدون توللی.لایق لایک های خیلی بیشتری هستی دوست من و بعضی جاها که فوق العاده در خشان بود.لذت بردم @};- : محکوم ترین مجرم تاریخم/چون دین من آیین محبت بود "جاسوس من" از عاطفه لبریزه/چون شاهد اینهمه جنایت بود =D>
  • این شاهکار بود! این شاهکار بود واقعا لذت بردم وحید آقا پر از تشبیه های زیبا و احساسات جدید و چه طرحی داشت و سبک بیان شما عالی بود لذت بردم
    • احمدآقا مرسی مرسی از نگاه خوبت مرسی از شیوه ی قثشنگ تحسین کردنت اگه چیزی به نظر ما زیبا میآد دلیلیش اینه که نسخه ی اریجینالش در وجود خودمون هست @};- @};- @};- @};- @};- خودت شاهکاری @};-
  • کاراتو دوست دارم وحید جان :-) منتظر یه کار خفن هستم ازت 8->
  • سلام آقای شعبانی،یعنی واقعا لذت بردم ازکارتون،بندای سه چهار پنج ،بسیار از تعابیرتون لذت بردم =D> =D> =D> با خوندنش یه سوالم برام پیش اومد،برای یادگیریم میپرسم،به کاربردن بعضی ازواژه هاتوکارتون مثل(رهایی ام رُ،او منتظر،او دید) آیا باعث دوگانگی توو زبان نمیشه،شمایادوستان عزیز اگه میدونن ممنون میشم بهم جواب بدن. @};- @};- @};- @};-
    • سلام خانم رستگار.خوبین شما؟ مرسی از لطفتون. اگه « به من خیانت کن » یادتون بیاد،ترانه ای هجده بندی بود،و از نظر زبانی و وزنی کاملا یکدست بود.اما اینجا با همین رویکرد به زبان و وزن پرداختم.آره دوگانه میشه.اما پرسش مهمتر اینه که آیا دوگانگی یا چندگانگی در وزن و زبان و سایر فاکتورهای ترانه،بده یا خوب؟به نظرم همش بستگی به این داره که مولف،چطور ازشون استفاده بگیره.در واقع این به سطح شناخت و کیفیت هنری اون هنرمند بستگی داره.ولی هیچ جا لزوما گفته نشده که این باید باشد،و آن نباید باشد.البته این گفته های من به این معنی نیست که بگم در « مجرم » این دوگانگی،موفق بوده.اگه احیانا به کیفیت و جذابیت و شفافیت اثر لطمه زده،ضعف منه.نه اینکه دوگانگی لزوما بد باشه.الآن شما به همین متنی که براتون نوشتم رجوع بکنید.توش دوگانگی هست.مثلا عبارت « پرداختم » از محاوره دوره،یا عبارت « در » همین طوره.بجاش میتونستم بگم « توی ».به عقیده ی تا حدود زیادی بستگی به موضوع و فضای ترانه داره.در « مجرم » زبان نسبت به « به من خیانت کن » متین تر بود.اینجور وقتا اگه کمی از محاوره دور بشیم بد نیست.وقت نوشتن عبارت « رهایی ام » متوجه موضوع بودم،و میتونستم به شیوه ی دیگری بنویسم.اما حقیقتا میخواستم زبان راوی « تحت نظر » همین باشه. اگه یادتون باشه ترانه ی زیبایی از ابی (نمی دونم ترانه سرای محترمش کیه) این اتفاق افتاد: نفس نفس توو سینه ام عطر نفسهای شماست یا توو خلوت شبونه ام خالی فقط جای شماست البته مثالهای دیگری هم هست. درباره ی تغییرات وزنی هم همین عقیده رو دارم.البته منهای تغییر کلی ضرباهنگ. البته همه ی اینا فقط نظر منه،و دوس دارم بیشتر یاد بگیرم. مرسی. @};- @};- @};- @};- @};-
      • وحید جان :-) دکتر سید مهدی موسوی میگن : "ايراد وزني هيچ توجيهي نداشته و ندارد. خروج از وزن آن هم به صورت استثناء و در خدمت و تعامل با محتوا گاهي در غزل پست مدرن پيش مي آيد که خود مي تواند نشانه ي ايده ي تازه و قوت يا عدم توانائي شاعر در ادامه ي قالب و ضعف باشد." .... من همه ی حرفاتو قبول دارم، اما گاهی اوقات زیبایی های آثار هنری فدا میشن . این حیفه..... @};- @};- @};- @};-
      • مرسی از نقل قول خوبت. روی ماه تو و آقا سید مهدی رو می بوسم. بذار ببینم یغمای عزیز چی میگن.
      • @};- @};- @};- @};- @};-
      • به هرحال هرکس عقاید خودش رو داره ،مستفیض شدیم از عقایدتون همشهری :-)
      • مرسی خانم رستگار.ما هم حظ معنوی بردیم. ;))
  • سلام آقای شعیانی عزیز..بهتر از این هم مگه میشه گفت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ =D> بسیار بسیار بسیار عالی.. فوق العاده بود..تعابیر..اشارات ..همه وهمه چیزعالی.آفرین..لذت بردم و پسندیدم بسیار زیاد. =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- :-x
  • از دور گناهامو تماشا کرد ده روز قشنگ شوم آذر ماه رو برگ گزارشش مینوشت: « پُر حاشیه – بی عقیده – خاطرخواه… =D> =D> =D> خیلی کار زیبایی بود :-x .. تعابیر فوق العاده مثل همیشه.. @};- @};- @};-
  • @};- @};-
  • سلام وحید جان از دور گناهامو تماشا کرد ده روز قشنگ شوم آذر ماه رو برگ گزارشش مینوشت: « پُر حاشیه – بی عقیده – خاطرخواه… خوب بود مرسی
  • سلام برادرم... ترانه تون رو خوندم و يك دنيا لذت بردم... @};- در پناه خدا باشيد @};-
  • آفرين آفرين خيلي خوب بود =D> =D> از متفاوت بودنت لذت ميبرم رفيق..موفق باشيد =D> @};- :-) :-x
  • سلام آقای شعبانی محتوای کار رو دوست داشتم .تفکر پشت ترانه رو هم همینطور زبان یه جاهایی میون محاوره و شعر در گردش بود یه ویرایش کلی میتونه منسجم ترش کنه @};- @};- زیبا بود احساستون همیشه پابرجا @};- @};-
    • سلام خانم جعفر زاده،راه گم کردین! مرسی که اومدین،درباره ی موضوع زبانش هم به شما و ایمان نظرم نزدیکه. باز تشریف بیارین. خیلی مرسی. @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام وحید جان خوندم کار زیباتو آفرین خیلی خوب بود میپسندم @};-
  • از دور گناهامو تماشا کرد ده روز قشنگ شوم آذر ماه رو برگ گزارشش مینوشت: « پُر حاشیه – بی عقیده – خاطرخواه… @};- @};- @};-
  • درود وحید جان.... زبان ترانه ت یکدست نیست...وزن گاهی به هم میخوره....مضمونت همون مضامین وحیده ولی کار کار وحید نیست.... ارادتمندم رفیق :-) @};- @};- @};-
    • درود به تو ایمان عزیزم @};- @};- @};- درباره زبان دوس دارم بیشتر یاد بگیرم و باهات موافقم. درباره ی وزن حرف و استدلال دارم. و دوس ات دارم @};-
      • خب بگو حرف و استدلالتو وحید جان :-) منتظرم ... :-) @};- @};-
      • ایمان نازنین،در پاسخ خانم رستگار نوشتم @};- لطفا ده طبقه بیا پایین ;))
  • سلام ترانه ی زیبایی بود. از دور گناهامو تماشا کرد ده روز قشنگ شوم آذر ماه رو برگ گزارشش مینوشت: « پُر حاشیه – بی عقیده – خاطرخواه… =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};-
  • از دور گناهامو تماشا کرد ده روز قشنگ شوم آذر ماه رو برگ گزارشش مینوشت: « پُر حاشیه – بی عقیده – خاطرخواه… =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> خیلی زیبا بود.محشر بود @};-
  • سلام دوست عزیز با فضای متفاوتی روبرو شدم عمیق و جالب این مصرع باعث شد برم یه بار دیگه ترانه رو بخونم رو برگ گزارشش مینوشت: « پُر حاشیه – بی عقیده – خاطرخواه… موفق باشی =D> @};-
  • اول اومدم زیبا بود عالی @};-