بـــــــانــــوی فــــروردیـــن

از پشت پنجره ، هر جارو می بینم / منظره ی این شهر ، بی تو غم انگیزه
شاید توهمه ، شاید یه کابوسه / اینکه بدون تو ، هر فصل پاییزه
باید تحمل کرد ، سرمایِ آبانُ / وقتی که مُردادی پیدا نمی کنی
ادیبهشتِ مَن ،یعنی تو رو داشتن / وقتی که هیچ دَری ، روم وا نمی کنی
وقتی با گرمایِ ، شهریورِ تنت / این قلب یخ زده ، آتشفشانی شد
پس می زدی منو ، با بی تفاوتیت / بین من و دستات ، جنگ ِجهانی شد
من کُل ِفصلامو ، تو چشم تو دیدم / از اولین روز ، دیدارمون می گم
تو شاعرم کردی ، من با نگاه تو / تا انتهای شعر ، بی واهمه می رم
بی تو شبای من، خواب آور و تلخن/ سر گیجه می گیرم ، بدونِ هیچ قرصی
من عاشقت بودم ، من عاشقت هستم/ اما از احساسم ، چیزی نمی پرسی
توو این ترانه ها ، بغضامو میشمارم / بی تو پریشونم ، حالِ منو ببین
این بیت آخره ، لبخند بزن آروم / با گریه هام بخند ، بانوی فروردین
از پشت پنجره ، هیچی مشخص نیست / با این سکوت محض، شاید تو همدستی
این خونه بعد تو ، کولاکه دی ماهه / تو باعث بغضِ ، شعرایِ من هستی
از پشت این شیشه ، این قاب ِ بی تصویر / دل می کَنَم کم کم ، رد ِتو پیدا نیست
دور می شم از رویات ، گم می کنم تو رو / بی تابتم ولی ، عطر تو اینجا نیست

* : این ترانه واگذار شده و به زودی منتشر خواهد شد .

از این نویسنده بیشتر بخوانید: