دلم گرفته

دیگه اشـکالی نداره که ســـراسیمه گــــذشتی

من واست میموندم اما رفتیو تو جــام گـذاشتی

تـوی تـردید سـکـوتت مـن بـدهــکاره تو بودم

رمـغی نــمونـده واسـم پر پـرواز و شـکـوندم

ای خــدا دلـم گــرفـ‌تـه از زمـین و روزگارت

صـدامـو مـیشنوی یا نه پـایـیزه واسـم بـهارت

تـو بــمون بـازم کـنارم تا دیگه غمم نباشـه

اگـه تـو نیــای کـنارم دسـته تقدیره هـمیشه

ساعت و ثانیه پر شـد لــحظه هام پـی تو گشتن

ایـن هـمه چــشم انـتظاری بغضم و زدن شـکستن

یه مـجالی بده تـقدیر که مـن دستاش و بـگیرم

هـمه دردا رو کــشیدم دیــگه از زنـدگی سـیرم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: