عذاب وجدان

با قلبی شکسته رفتی
عشقتو هرگز ندیدم
روی تو که سبز بودی
یه خطِ قرمز کشیدم
من احساست رو رد کردم
تو فکر عاشقی بودی
دارم میمیرم از اینکه
نفهمیدم،کی بودی
تو پای من می سوختیُ
به من نشون نمیدادی
نذاشتی حتی مشکوک شم
یه بار هم گریه افتادی
همش توی خودت ریختی
امان از من نفهمیدم
همیشه من تو رو افسوس
از روی ظاهر می دیدم
دیگه طاقت نیاوردی
که اینجوری سفر کردی
تویی که دیر رنجیدی
محاله زود بر گردی
همش فکر نبایدهام
نبایدهای بی پایان
دارم هرلحظه میسوزم
توو آتیش عذاب وجدان
چرا،چی شد،چیکار کردم
شدن حرفای هرروزم
تو آتیش عذاب وجدان
دارم هر لحظه میسوزم

دوستان عزیز اگر ایراداتی در ترانه دیدید بنده رو مطلع کنید
استفاده می کنم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: