"ترانه یعنی زندگی"

من با نوشتن ،با ترانه زنده میمونم
گرمای احساسم رو تو کاغذ گمش کردم
کل وجودم رو خلاصش میکنم اینجا
با این ترانه راه بغضم رو قرق کردم

از این همه دارو یکی مرهم نشد واسم
من با نوشتن جامه ای از درد پوشیدم
باعث شدی تا خو بگیرم با قلم،ممنون
ممنون ازت باعث شدی با واژه جوشیدم

یک بیت میگم، قد یک دی ماه میبارم
شاعر که باشی با قلم هم میشه مستی کرد
هر قطره جوهر الکل صد در صده واست
باید خدا رو داشت ولی واژه پرستی کرد

من از تبار یک غزل از شعر سیمینم
هر تار و پودم یک کلام از حرف مولاناست
تو باعثش بودی سر از اینجا در آوردم
ممنون ازت،من با تو فهمیدم خدا اینجاست

"حمیدرضا زرگران پور"

از این نویسنده بیشتر بخوانید: