اولین آغاز ما

اولین روزای پاییز اولین آغاز ما بود
رو به روی چشم خورشید قاب هر پنجره وا بود

اولین سرخی گونت اولین لحظه ی دستات
اولین لمس ستاره تو شب سیاه موهات

اولین نگاه خیره توی اقیانوس چشمات
ته آرزوی دنیام،فتح قله های دستات

تو مقدسی همیشه مثه معبد سلیمان به قداست پاسارگاد
مثه معبدای بودا مثه کعبه های زرتشت که خدا رو یاد من داد

اولین پیاده رفتن زیر مهتاب شبونه
از غرور با تو بودن اولین اشک _ رو گونه

نوبت کشف یه بوسه زیر موسیقی رگبار
اولین شرم نگاهت قصه ای بدون تکرار

اولین فیلم من و تو یکی از ما دو نفر بود
از توو آغوش تو حتی راه مردن بی خطر بود

تو مقدسی همیشه مثه معبد سلیمان به قداست پاسارگاد
مثه معبدای بودا مثه کعبه های زرتشت که خدا رو یاد من داد

شاهین

از این نویسنده بیشتر بخوانید: