ترس

میترسم از رو در رو شدن باتو
میترسم از حسی که میگیرم
شاید بدونی حالمو اما
میترسم و اینبار میمیرم

میترسم از قلبی که یخ بسته
از لحظه ای که عشق و فهمیده
ترسی که دارم غیر معمولِ
دیدارت این حسو بهم میده

ترس من از پاهامه میفهمی
تا حرفی از تو میشه میلرزن
این ترسهای گنگ و بی معنی
چند وقته دنیامو قرق کردن

میترسم از فردا از حرفات
از واژه های مضطرب گیجم
امشب نمیشه خواب راحت داشت
دور خودم از ترس میپیچم

فردارو هی خوش میکنم شاید
از دردهای تازه راحت شم
مرموزِ حس اولین دیدار
شاید از این احساس ترسیدم

دلشوره دارم آخرش بد شه
افکارم امشب زیر آواره
حالی که دارم حال خوبی نیست
این ترس منو زنده نمیزاره

———————————————————-
اتفاقی که افتاد و من هرگز فکرشم نمیکردم.

از این نویسنده بیشتر بخوانید: