«بری… زندگیم تباهه»

دوس دارم برم تا ابرا با اونکه حالم گرفته س
پروازو خیلی می‌خوامش حیفه بالم گرفته س

وقتی رفتی من عاشق سراغ کی رو بگیرم
وقتی پا گذاشتی رفتی پیش پای کی بمیرم؟!

خیره می‌شم توی چشمات… رو غرورم پا نذاری!
می‌مونم پشت نگاهت که منو تنها نذاری!

تو صدای دلنشینی تو سه تار کهنه ی من
یه دوباره ای برای انتظار کهنه ی من

وقتی می‌رفتی می‌گفتم بی‌تو زنده نمی‌مونم
آخه جز اینکه فدات شم دیگه راهی نمی‌دونم

دوباره صدای سازت تو سکوتم خونه کرده
اون نگاه نازنینت منو پاک دیوونه کرده!

وقتی دل بریدی رفتی به خونم کشیدی رفتی!
با گریه صدات می‌کردم… صدامو نشنیدی رفتی!
***

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی محمود طیّب

درود. یک ایرانی ام و به پیشینه و تشخص همیشگی وطنم افتخار می کنم و هماره نگران آنم. * غزل، ترانه، رباعی، سپید و جز این ها را از نوجوانی کار کرده ام. ** کارشناس ارشد زبان و ادبیات پارسی هستم و اکنون هم ادبیات را تخصصی و عمومی در دانشگاه درس می گویم. ***در شعر بیشتر به مفهوم انتقاد و اعتراض گرایش دارم( چون رسالت ادبیات و هنر رو جز این نمی دونم) و سپس مفاهیم غنایی و جز آن. ◄ادبیات کلاسیک و معاصر رو تقریباً خوب خوندم. با گرایش شعر، و از شعر هم بیشتر ادبیات معاصر و از این هم بیشتر غزل رو. دو کار منتشر کردم که یکی در سال 1382 بود با عنوان "پرانتز باز بنویس عشق"، و دیگری در سال 1389 با عنوان "و تو را شنیدم...روزی که اتفاق افتادی". چند کار شعری و پژوهشی هم در دست چاپ دارم. غزل را و ترانه را و شعر را حرفه ای و تخصصی کار می کنم. و نیازمند نقد و نظر دوستان خوبم هستم. ◄نشانی وبلاگ من این است: http://parantezbazghazal.blogfa.com ◄و ایمیل من: ‍ mahmoud.tayyeb‍ ‍ mahmoud.tayyeb‍ ‍ mahmoud.tayyeb‍ ‍