دُز ۲

دل من با رفتن تو از جاشم تکون نخورده
دُز قرصام بالا رفته، آب همه دنیا رو برده

بودن و نبودن تو واسه من فرقی نکرده
هنوزم دارم می خندم، فقط اینجا خیلی سرده

دیوارا با من رفیقن توی این اتاق آبی
زندگی میگذره آروم، نه غریبه نه بی خوابی

هیشکی کار باهام نداره، روحمو هیشکی نخورده
جیر جیر جیرجیرکا نیست، چوبه تختم خیلی ترده

همیشه اینو میخواستم، یه اتاق دنج و آروم
بشینم هی بنویسم از ندیده های بارون!!

از رسالت یه کاکتوس، از غم غریب افسوس
از زلالی یه کابوس، رویای مرده منحوس

حس خوبی داره اینجا، بی خبر از همه دنیا
بی خیال غم فردا، مثه یه سلول خنثی

شده یه رفیق مزمن، وهم اینجا یه امیده
رفقا میان و میرن، سقف آسمون سپیده

تویه هفتا آسمونت، هیچ تاثیری ندارم
چی رو باید بنویسم، توی رویا چی بکارم

همه دنیا خوابیدن، فقط اینجا من بیدارم
این دیگه توهمم نیست، از شب آبی بیزارم

دل من با رفتن تو از جاشم تکون نخورده
دُز قرصام بالا رفته، آب همه دنیا رو برده

از این نویسنده بیشتر بخوانید: