احساسِ تب کرده

یه چن وقته که داغونم؛ازین تنهاییِ مفرط ‖ ازین قلبی که غمگینه؛پر از بغضِ؛ پر از حسرت
تموم آرزوهامون ؛ شد خاکستر رو دوشِ باد ‖ در و دیوار این خونه ؛ منو دستِ جنونم داد
تو اوج گرمیِ عشقُ ؛تو اون روزای خوشبختی ‖ با چشمِ شورِ آدم ها؛رسید دورانِ این سختی
همه چی اینجا یخ بسته؛گلای باغچه پژمُردن ‖ خوشی رخت بسته؛ غم مونده؛حسودا عاقبت بُردن!

═══
هرشب کنارت بی هوا من شاد میشینم / دارم تو رو حس میکنم ! هر روز میبینم
دیوونه نیستم من ! نخندین ! این خیالات / تو تلخیِ روزام شده ؛ رویایِ شیرینم
═══

ببین ! آغوشِ این تنها ؛ برای تو ؛چه بی تابه ‖ تو نیستی؛ شب درازه و ؛کسی اینجا نمیخوابه
چشام همرنگ ظلمت شد ؛ کجای آسمون خوابی ؟ ‖ کجایی ماهِ پنهونم ؛ که تو شب هام نمیتابی
تو هم یادت میادخوبَم؛چقدماخاطره داشتیم؟‖چقدعاشق شده بودیم؛تو باغچه"رز سرخ"کاشتیم
نگامون که گره میخورد؛همه حرفا رو میخوندیم‖لبامون طعمِ عشق میداد ؛جدا از هم نمیموندیم

═══
وقتی که تب میکنه ؛ احساس مریضم / حالم پریشون تر میشه ؛ هی اشک میریزم
پاشویه میکنم دلُ ؛ حسُ ؛ با اشکام / مث ته منظومه عشقی . غم انگیزم
═══

وقتی به رویاهام میای ؛دیوونه تر میشم؛ببین! ‖ اسپندو عود دود میکنم؛ میگم بیا ؛پیشم بشین
رو طاقچه ی قلبم یه قاب؛گوشش یه روبانِ سیاه ‖شمعای روشن؛یادِ تو ؛یه زندگی رو به تباه

═══
فاتحه میخونم برای هردوتامون / یه دسته گلْ رز واسه یادِگار میگیرم
میدونم این روزا تموم میشه به زودی / میخوام که روی قبرِتُ ؛ پیشت بمیرم

" مریم جعفرزاده "

از این نویسنده بیشتر بخوانید: