یـــکی هــمـیـــن روزا . . .

همیشه باورش سخ ( ت ) بود واسم
که تا این حد بخوای مغرور باشی
چی اینقد فکرتُ مشغول کرده
چی باعث میشه از من دور باشی

همیشه بی خبرم بودم کجایی
همیشه خونه مون دلگیر میشد
نشستم رو به آینه بغض کردم
به تصویری که هر روز پیر می شد

یه گوشه بی تو کز کردم یه گوشه
از اینجایی که شکل سابقش نیست
شبیه آدمی میشم که حتی
یه حوا توی دنیا عاشقش نیست

———————————————-
نبوده تو هر شب ، چشامو تر کرده
سکوت طولانیت ، گوشامو کر کرده
درا هنوز بازن ، هنوز امیدوارم
یکی همین روزا ، به خونه برگرده
———————————————-
تو تنهاییم همیشه از تو گفتم
تو حتی با خودت تنها نمیشی
هوا بارونه دارم خیس میشم
کجا گم کردمت پیدا نمیشی

دلم می خواد ببینم روبرومی
دلم می خواد همه چی خوب باشه
از اون روزی که رفتی گریه کردم
تو می خواستی چشام مرطوب باشه

همش چشم انتظار اتفاقم
همینکه بی کسیمو جا بذارم
همیشه آرزوم بوده یه لحظه
به دنیایی که توشی پا بذارم
———————————————–
نبوده تو هر شب ، چشامو تر کرده
سکوت طولانیت ، گوشامو کر کرده
درا هنوز بازن ، هنوز امیدوارم
یکی همین روزا ، به خونه برگرده

———————————————

از این نویسنده بیشتر بخوانید: