جز تو

این همون لحضست که یه امر من
فکرشم نکرده بودم
این چه دردیه واسه منی که
تمامه امر برده بودم
بهم میگن ارامشو تحملو سبر
اما بیتو به کامه من سبرنیست
تو دنیام کاری نبود جز خندوندنه تو
با این حال سهمم از تو سنگ قبر نیست
داستانی که مینویسم
توی قلبم
هیچ وقت
تموم نمیشه
چشمای خسته وو
تنه زخمی
اما اینا هیچ وقت
معلوم نمیشه
تورویه تو میبینم برگه سبزه پاییزو تو پارکا
ازتوچشمات می خونم فکره لحضه ای که میری زیره خاکا
داستانی که مینویسم
توی قلبم
هیچ وقت
تموم نمیشه
چشمای خسته وو
تنه زخمی
اما اینا هیچ وقت
معلوم نمیشه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: