به اشکم یاد دادم مرد باشه

((به اشکم یاددادم مردباشه))
برو این خونه کوچیکه برامون
برو تا مرگو بعداز تو ببینم
یه شب تو لحظه ی پایان این عشق
تمام زندگیمو پس بگیرم

برو احساس من شوخی نداره
سکوتم میشه رمان جدایی
به اشکم یاد دادم مرد باشه
که میدونم تو بعد از من کجایی

برو لبخند من طاقت نداره
ته این قصه مارو کم میاره
ببین سقف سرم کابوس مرگه
برواحساس من شوخی نداره

برو شاید یکی پیداشه وقتی
ازاحساس لطیفش قصه میگه
توهم بازی نگیری زندگیشو
بگی هرشب اتاقم بوتو میده

یکی هم قد مرد ایده آلت
که با فردای تو کاری نداره
که هرشب با یه شوقی توی چشماش
برای بوسه از تو بی قراره

برو لبخند من طاقت نداره
ته این قصه مارو کم میاره
ببین سقف سرم کابوس مرگه
برواحساس من شوخی نداره

از این نویسنده بیشتر بخوانید: