تصور

کجای رد پای تو شبیه دزد مردم بود

نبودن در پی حالت همه اینا تصور بود

همه رو جای پای تو قدمهاشونو میذاشتن

همه به روی عشق تو درخت عشقو میکاشتن

همه تو فکر آزادی ولی در بند زندونن

همه تو خواب خرگوشی حقیقت رو نمیدونن

منم درگیر آزادی ولی تو در پی مردن

بوی آزادی رو از حیاط خونمون بردن

ی دل در پی معشوقو ی دل در بند هجران بود

ی جای دنیا آزادو ی جای دیگه زندان بود

چشای بسته ی ما رو به حرفای تو روشن کن

همه دستای خالی رو به روی هم محکم کن

همه پاها شکست خورده اراده ها ترک خورده

همه حرفا از ترسه همه دل ها زخم خورده

همه دلها دریایی ولی دنیا پر از بونه

همه عشقا رویا شد شدی تنها تو این خونه

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

امیدوارم همه جا صلح برقرارباشه و هیچ حقی ناحق نشه…

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی کوروش موحدی

من با عشق آرام سوی کعبه میروم // هر که گوید اشتباست باز با عشق میروم // هر که گوید کعبه یکجاست انکار میکنم // کعبه در دلهاست من آن را طواف میکنم ــــــــــــــــــــــــــــــــــ این هم وبلاگمه که تمام ترانه هام اونجا گذاشته شدنن خوشحال میشم ی سری بزنید... http://www.taranehayekourosh.blogfa.com/