آخـــرین روزای بـــهــمــن بـــود . . .

آخرین روزای بهمن بود که هوس کردی
بری و من به تنهاییام وابسته بشم
چن ماهی میشه که قهوه هامو تلخ می نوشم
چن ماهه که پشت پنجره سیگار می کشم

آخرین روزای بهمن بود که نمی دونم
یهو چی شد که دلت هوای رفتن کرد
چن ماهه همه چی غیر عادیه اینجا
نمی دونی این چن ماه دوری چی با من کرد

از همون لحظه که رفتی زمین دهن وا کرد
بعد رفتن تو هوا هم همیشه تگرگ شد
تموم خونه بوی عطر تنت رو گرفت
یه پیر پسر تو نبودت جوون مرگ شد

پشت هم بدبیاری که تمومی نداشت
روزایی که از زندگی هم بریده شدم
خسته از خستگی های جا مونده تو تخت خواب
خسته ازاینهمه چشم انتظاریِ بی خودم

تو هیچ وقت جام نبودی ببینی چطور
به عشقت با این دوری و فاصله ساختم
منو هیچکسی چن ماهه کنارت ندید
منی که همه چیمو به عشق تو باختم

آخرین روزای بهمن بود که تقویمم
بعد از اون روز تکرار می شه هر هفته
از همون آخرین ساعتای یه شب برفی
از همون لحظه که یه زن ازین جا رفته

با خودم در کلنجارم و نمی دونم
تا کی این انتظار واهی تموم میشه
آخرین روزای بهمن خوووب یادم هست
آخرین لحظه های با تو آرزوم میشه

ترانه سرا : فرجام خیراللهی

———————————————————

از این نویسنده بیشتر بخوانید: