درد توی سینه

با این دردی که توی سینه مونده
دلم راضی نمیشه با تو بد شم
کمک کن شور پروازم بگیره
تو اَبرا از یه حس ساده رد شم

با این دردی که توی سینه دارم
به شوق دیدنت بیدار میشم
تو آغوشم یه حسی گیر کرده
دارم دیوونه و بیمار میشم

میخوام خالی بشم از بغض و گریه
واسه احساس پاک تو بمیرم
کمک کن از دل بیمار عمرم
دوباره تازگی رو پس بگیرم

دلت رو تکیه کن واسه نگاهم
دلی که از گذشته غصه داره
به چشمای ترم شعله بزن تا
مثل سابق واسه عشقت بباره

یه احساسی توی قلبم نشسته
که هر لحظه دارم بی تاب میشم
میام تا بشنوی حرفامو اما
دوباره پیش چشمات آب میشم

یه لحظه فکر تو سمتم رها کن
کمی دردو جدا کن از تو سینم
باید لمسم کنی تا من عزیزم
بازم تو خواب چشماتو ببینم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: