تو

تو ای عصیان من فریاد من شو
تو این شب مردگی آغاز من شو
با این حالی که درگیره جنونه
تو یک خاطره از دیروز من شو
تو افکار پر از تردیدم انگار
همش تصویر مبهم از تو دارم
یه وقتایی تو این تنهایی محض
به فردام بی تو امیدی ندارم
تو افسونگر این احساس من باش
تو پایان تموم رنج و غم باش
تو این تاریکیه بی حد و بی مرز
تو برگرد و طلوع صبح من باش
تو با یک معجزه پایان شب شو
ازم دوری نکن دنیای من شو
از این فاصله کم کن تا دوباره
کنارم باشی و فردای من شو

از این نویسنده بیشتر بخوانید: