«بای بای»

«محمود طیّب»
(www.parantezbazghazal.blogfa.com)
رفتی و دیدم نیستی و گفتم از غم چشمات‌ های های
از همه هستی حتی از عشقت خسته شدم من وای وای
جونِ تو مُردم وقتی تو ماشین ساکت‌و دیدم دستت
از پس شیشه دستات‌و دیدم، داشتی می‌گفتی بای بای
رفتی و دیگه من تک و تنها از همه دنیا خسته م
آخ که نمیره خواب توی چشماش طفلکی قلبم لای لای
این همه دعوا بسه هنوزم اول دنیاس خاتون!
این سرِ کاره وای که چه می‌شه آخر دعوا وای وای
هر چی کشیدم از تو و حرفات بسه عزیزم ـ بسه!
مشهدی گارسُن مرگ مامانت خیلی کلافه م …چای چای…!

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی محمود طیّب

درود. یک ایرانی ام و به پیشینه و تشخص همیشگی وطنم افتخار می کنم و هماره نگران آنم. * غزل، ترانه، رباعی، سپید و جز این ها را از نوجوانی کار کرده ام. ** کارشناس ارشد زبان و ادبیات پارسی هستم و اکنون هم ادبیات را تخصصی و عمومی در دانشگاه درس می گویم. ***در شعر بیشتر به مفهوم انتقاد و اعتراض گرایش دارم( چون رسالت ادبیات و هنر رو جز این نمی دونم) و سپس مفاهیم غنایی و جز آن. ◄ادبیات کلاسیک و معاصر رو تقریباً خوب خوندم. با گرایش شعر، و از شعر هم بیشتر ادبیات معاصر و از این هم بیشتر غزل رو. دو کار منتشر کردم که یکی در سال 1382 بود با عنوان "پرانتز باز بنویس عشق"، و دیگری در سال 1389 با عنوان "و تو را شنیدم...روزی که اتفاق افتادی". چند کار شعری و پژوهشی هم در دست چاپ دارم. غزل را و ترانه را و شعر را حرفه ای و تخصصی کار می کنم. و نیازمند نقد و نظر دوستان خوبم هستم. ◄نشانی وبلاگ من این است: http://parantezbazghazal.blogfa.com ◄و ایمیل من: ‍ mahmoud.tayyeb‍ ‍ mahmoud.tayyeb‍ ‍ mahmoud.tayyeb‍ ‍