به من برگرد

از این احساس میترسم،از این حس پریشونی
از این حالی که میدونم،از این حالی که میدونی

من از اون لحظه میترسم،که با دلتنگی تنها شم
یه لحظه بی تو آشوبو،یه لحظه تو خودم باشم

تموم ترسم از اینه،که روو تو فالمو بستم
نتونم حس کنم هستی،با اینکه پیش تو هستم

"نمیترسم به من برگرد،
به این دیوونۀ شبگرد
فقط باور کن این حسو،
که با تو دلخوشه این مرد"

چقدر این لحظه ها سخته،که من سردرگمم انگار
نمیدونم که خوابم یا،هنوزم خوبمو بیدار

به من اون حسو برگردون،که دنیام اونو کم داره
همون حسی که میدونم،دیگه تنهام نمیذاره

من این احساسو میفهمم،کنارش میشه خوش باشم
میشه از حال من فهمید،اسیر تاب موهاشم

"نمیترسم به من برگرد،
به این دیوونۀ شبگرد
فقط باور کن این حسو،
که با تو دلخوشه این مرد"

امید منتظری

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

1017
۵۱