♥ هالــــــــه ♥

چه حسِ قشنگی که تو با منی ؛ تو این عصرِ قحطیِّ عشقُ امید
زمانی که از ۴ حرفیِّ "دوست " ؛ به جایِ وفا ؛ دشمنی میچکید

شدی مونس و پابه پام اومدی ؛ یه جایی که خوردم زمین ؛ خم شدی
کم اوردم این زندگی رو ؛ ولی ؛ مثل خون تو رگ های ِ قلبم شدی

تو دائم میشی رنگِ غم های من ؛ میشینی درست روبه رویِ دلم
تا وقتی که حالِ بَدَم خوب شه ؛ میگی واست از روزگارم بگم

دلت پاکِ ؛ از جنسِ آبی ؛ زلال ؛ چشات کهکشونه تو دنیای من
مث آیینه صافی ؛ ولی رو زمین ؛ چقد آدما هی تو رو میشکنن

منو عادتم دادی به خوبیات ؛ تو خورشیدِ تیری تو اردیبهشت
میگن زیرِ مهتاب‌ ؛‌عاشق تری ؛ خوشا اونکه دنیاش ؛ با تو؛ شد بهشت

به معنای یک هاله ای دور ماه ؛ ولی واسه من ؛ تو خودِ ماهَمی
تو شب های تاریک این زندگی ؛ نگاهی به فردای دلخواهمی

تو شادی و غم ها و تنهاییام ؛ مث کوه بودی تو پشتِ سرم
همه شوقِ دنیام به لبخندته ؛ فدایِ یه خندت بشم خواهرم

" مریم جعفرزاده "
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

+ پیشکشی به خواهرم " هاله " ؛ بانوی مهربانِ متولدِ "تیر" ؛ کسی که عاشقانه میپرستمش . . .

از این نویسنده بیشتر بخوانید: