تو که باشی …. !!!

من از دنیا نمی ترسم ، همین که پیش تو هستم
چقدر خوبه که این روزا ، به احساس تو وابستم
جهانی که به کابوسه ، کنار تو تماشایی ست
همین دنیای سر در گم ، تو که باشی چه رویایی ست
همین که دستای سردم ، تو دستای تو آرومه
نشون می ده که عشق ما ،چقدر جوندار و معصومه
درسته خیلیا می گن ، نباید عاشقت باشم
ولی می خوام که بیش از قبل ، با چشمای تو تنها شم
به فردا دلخوشم وقتی ، که می بینم تو می خندی
تو با یک لحظه لبخندت ، در غم ها رو می بندی
تو این روزا که هیچ دستی ، حریم امن موندن نیست
تو دستات معدنه عشقه ، نگو جایی برا من نیست
نفس هاتو نگیر از دل ، که هستی بخش شب هامه
یه کم که دور می شی از من ، یه بغضی پشت لب هامه

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

1193
۸۸

  • تو دستات معدنه عشقه ، نگو جایی برا من نیست معصومه جااااااااااااااااانم آفرین آفرین آفرین یه کم که دور می شی از من ، یه بغضی پشت لب هامه =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام از خوندنش لذت بردم زیبا بود @};- "چقدر خوبه که این روزا ، به احساس تو وابستم"
  • تو این روزا که هیچ دستی ، حریم امن موندن نیست تو دستات معدنه عشقه ، نگو جایی برا من نیست سلام معصومه عزیزم متاسفانه مدتی دور بودم از خوندن کارهای بی نظیر و پر احساست .. مثل همیشه زیبا یود دوست من ... =D> =D> میپسندم @};- @};-
  • معصومه عزیز سلام ترانه با احساس و زیبایی است دوستان به نکات بسیار خوبی اشاره کردن یکی دو مورد به ذهنم میرسه امیدوارم اشتباه نکنم همین که دستای سردم ، تو دستای تو آرومه نشون می ده که عشق ما ،چقدر جوندار و معصومه با این بند ارتباط نگرفتم چون صنعت تضاد در اون صورت نمی پذیره دستهای که آرام میشن فاقد بار معنایی است و اینکه در کجای دستی در دستی دیگر معصومیت میتونه وجود داشته باشه هم بحث بر انگیزه شاید صرفا به این خاطر که اسم خود شما هم معصومه است از این واژه استفاده کردید ________________ من از دنیا نمی ترسم ، همین که پیش تو هستم چقدر خوبه که این روزا ، به احساس تو وابستم مطلع کار با جمله من از دنیا نمی ترسم شروع میشه که معتقدم می بایست این دنیایی که در ذهن مولف ترسناک هست باید در بطن کار توضیح داده بشه اینکه چرا باید این دنیا ترسناک باشه دلیلش معلق باقی می مونه و در بند بعدی واژه های کابوس و سر درگم هم به این دنیا نسبت داده شده که اغوا کننده و بهان مشخصی ندارره گاهی اوقات آغاز کار می تونه دلیلی برای نخوندن یک اثر باشه _____________ نگو جایی برا من نیست به جای برا واژه - واسه - مناسب تر می تونه باشه ______ پایان بندی یک پایان منسجم نیست دل محتاج نفس نیست بلکه تن و وجود فیزیکی محتاج نفس هست و خط آخر در واقع هیچ ارتباطی بین دو مصراع وجود نداره _________ ببخشید که پرگویی کردم موفق باشی @};- @};-
    • درود جناب نوری گرامی چندوقتی بود از حضورتون پای ترانه هام بی نصیب بودم ، خوشحالم که هستید و باز هم با دقت ترانم رو خوندید ... راستش من احساس کردم معصومیت رو میشه از اون بیت برداشت کرد و بعد به اسم خودم اشاره بشه اما خب خیلی از دوستان به این نکته اشاره کردند و گویا آنچه در ذهن من بوده خوب تصویر نشده و از همه پوزش می خوام :) راستش مطلع کار رو ، نمی دونم . اصلا این طوری بهش نگاه نکرده بودم حتما روش فکر می کنم ممنونم از نقطه نظر خوبتون .. پایان بندی هم ایرادی بود که به کار گرفته شد و حتما باید عوضش کنم . ممنون جایی واسه من نیست وزن به هم می خورد وگرنه مطمئنن واسه خیلی بهتر از " برا " هست .. یک دنیا سپاس از حضور سبزتون و وقتی که برای ترانم گذاشتید @};- @};- سایه تون بر سر ترانه هام مستدام @};-
  • خیلی قشنگ بود آجی
  • تو این روزا که هیچ دستی حریم امن موندن نیست تو دستات معدنه عشقه نگو جایی برا من نیست =D> =D> =D>
  • سلام معصومه عزیز ترانه نسبتا خوبی بود ،" نسبتا "بخاطر انتظاری هس که دارم ازت 8-> اول اینکه ترانت امضائی از معصومه توش نیست ، من میگم علتش مفاعیلن هست :-) این وزن ناخواسته ترانه سرا رو به تصاویر و تعابیر تکراری وادار میکنه مگه این که خلاقیت زیادی به خرج بدی مثل ترانه : اندیشه فولادوند/رضا یزدانی تو بستی چشماتو دنیا / پر از تیتراژ پایان شد جهان یه فیلم کوتا بود / که از چشم تو اکران شد من اینجا روی مرز عشق / گذرنامه درست کردم خودم رو توی یک پاکت /به دنیای تو پست کرم... -------------------------------- دوگانگی های زبانو دوستان اشاره کردن @};- به امید کارهای بهتر دوست من @};- @};- @};-
    • سلام استاد شمس ( به قول سوگند ) ;)) چرا انقدر همه از من انتظار خوب سرودن دارن ;)) بابا من هنوز یه سال نیست می نویسما ;)) شوخی کردم خوشحالم که انتظارات از من بیشتر از این حرفاست و امیدوارم بتونم روزی برآوردشون کنم 8-> شاید آره من می خوام دست از سر مفاعیلن بردارما اون چسبیده به من ولم نمی کنه :< سپاس ویژه از حضور سبزت که از اولین روزهای حضورم در ترانه بودی و همیشه جوری نقدم کردی که ترغیب به بهتر نوشتن شدم نه مثل خیلی های دیگه که از نوشتن سیرم می کنند @};- @};- @};- @};- @};-
      • :) سوگنده دیگه @};- ظاهران استاد گفتنشم برا بعضی "دوستانم" خوشایند نبوده... منو که میشناسی و میدونی همیشه یه دوست هستم برای هم ترانه هام و هرگز خودمو استاد ندونستم و نخواهم دونست @};- @};- @};- خواهش میکنم معصومه عزیز ، امیدوارم به ارتفاعات ترانه برسی :-) @};-
      • از قدیم گفتن در دروازه رو میشه در دهان مردم رو نه !!! استاد گفتن سوگند به شما ،و یا حتی من بهت صرفا جنبه دوستانه و احترام داره که حالا حس حسادت برخی رو تحریک کرده و این حرف ها رو زدند ... شما هم یک گوشت رو در کن ، یک گوشت رو دروازه !به قول دوستی یه ذکر مجرب هست به اسم " بی خیال " در این جور مواقع صدبار بگی حله ;)) همیشه برای خودت ، ترانه هات و شخصیتت احترام خاصی قائل بوده ، هستم و خواهم بود @};- @};- @};- منم امیدوارم 8-> سپاس
      • بزرگواری شما معصومه عزیز @};- @};- @};-
      • @};- @};- @};- @};-
  • سلام معصومه عزیز قبلا توی فیس بوک کارت رو خونده بودم من یکایک این بند ها رو دوست داشتم همین طور وزن کار هم عالی بود من از دنیا نمی ترسم ، همین که پیش تو هستم چقدر خوبه که این روزا ، به احساس تو وابستم ممنون و لایک به افتخار ترانه
  • تو این روزا که هیچ دستی ، حریم امن موندن نیست تو دستات معدنه عشقه ، نگو جایی برا من نیست سلام چقد خندیدم وقتی اسمتو تو ترانه دیدم :-)) داد می زد که قافیش واسه چی اومده :-) جالب ترم اینکه نوشتی نشون میده :-)) ولی در کل هنرمندانه اوردیش به طوری که جز من هر کی میشناختت..متوجه نمیشد مقصود شاعرو خوشحالم از خوندن ترانت..و حس می کنم داری روند خوبی رو طی می کنی موفق باشی =D> @};-
    • به به چشم ما به جمال شما روشن شد آقا...چقدر کم پیدا شدید این روزا :-? نکنه خبریه دیگه تحویل نمی گیری؟؟؟ راستی سلام ;)) خوشم اومد ؛ محمدرضا دومین نفری هستی که نکته ی شعر به این قشنگ رو گرفتی ;)) اون نشون میده اشاره مستقیم بودا اما بازم کمتر کسی متوجه موضوع به این مهمی شد :-)) یه جایی خوندم دیدن پیام یه دوست قدیمی مثل ی فنجون قهوه داغ تو زمستونه الان که مرداده و اوج گرما دیدن پیامت مثل بستنی پریمای دابل چاکلت میهن بود :-x تشبیه و داشتی خدایی؟ :-)) یک دنیا سپاس از حضورت @};- @};- @};-
  • ترانه زیبایی بود ریتم کارهاتون رو دوست دارم @};- :-) اینجا فکر کنم یه اشتباه تایپی هست درسته؟ جهانی که " به " کابوسه ، کنار تو تماشایی ست باید بشه>>>جهانی که یه کابوسه ، کنار تو تماشایی ست :-)
  • تو این روزا که هیچ دستی ، حریم امن موندن نیست تو دستات معدنه عشقه ، نگو جایی برا من نیست @};- @};- @};- @};- زیبا بود عزیزم..مرسی
  • خوشحالم که بعد از چند وقت دوباره ترانت رو می خونم و مثل همیشه لذت می برم @};- @};- به فردا دلخوشم وقتی ، که می بینم تو می خندی تو با یک لحظه لبخندت ، در غم ها رو می بندی =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D>
    • سلام منم خوشحالم بعد از چندوقت می بینمت @};- باور کن من صبح جواب همه رو دادم کامنت تو نبود الان هست یا خود خدااااا :-S یعنی چشمام انقدر ضعیف شده یا کار جناست ؟؟؟ :-S ممنونم از لطف همیشگیت به ترانه هام @};- @};- @};-
  • لحظات خوبی با ترانه ت سپری کردم.برقرار باشید @};-
  • اين كار ميتونه به يه كار خيلي خوب تبديل بشه با يه ويرايش خوب.فك كنم شما كمي عجله مي كنيد.نوسان توو بندها زياد بود.در غم ها رو مي بندي!! دوگانگي زبان رو از شما انتظار ندارم. رويايي ست.تماشايي ست.!! فقط كمي دقيق تر... ببخشيد.
    • درود جناب ابوالحسنی عزیز من کلا یه ایراد بزرگ تو زندگیم دارم اونم همین عجله ست ، تا حالا یادم نمیاد کاری رو قبل از انتشار ویرایش کرده باشم. خدا به راه راست هدایتم کنه ایشالا 8-> 8-> ببخشید دیگه ؛ کار یه کم قدیمی بود وگرنه ... یک دنیا سپاس از حضور پرمهرتون و راهنماییاتون که همیشه برام مفید بودند و هستند @};- @};- @};- سایه تون بر سر ترانه هام مستدام @};- @};-
  • سلام عزیزم :-x :-x :-x ترانه زیبایی بود پر از احساس و معصومیت @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام خوبی معصمومه جان ترانت حس خوبی داشت ولی با نظر رضا و علیرضا ی عزیز موافقم ...بقول خودت خواستی حاضری بزنی... ;)) ولی کلا ترانت حس و انرژی و داشت @};-
    • سلام مرتضی عزیز قسمت نشد امروز دوباره ببینمتون دیگه ... آره خواستم اسمم یادتون نره ;)) ممنونم از حضورت و اینکه حس ترانم رو درک کردی یاور همیشه حاضر @};- @};- @};-
  • سلام معصومه عزیز ترانه ای زیبا و کاملا احساسی رو ازت خوندم احساس کارت رو خیلی دوست داشتم
  • سلام معصوم جوووووونم :-x :-x چطوري خواهري؟؟؟ :-x :-x :-x به قول محمدرضا رجب پور عزيز ما مهرماهي ها ذاتن شاعريــــــــم ;)) @};- :-x ترانه ي معصوم و زيباتو خوندم خواهري گلم و هميشه لايكي :-x :-x از اون لايكا كه از ته ته ته دله :-x :-x
    • به به سلام همزاد خودم :-x :-x حالا میری مشهد منو خبر نمی کنی ؟؟؟حالا دعام کردی یا پوستتو بکنم :-? این حمیده هم که اومده اینوری نمی دونم از کجا پیداش کنم سوغاتیامو بگیرم :-)) اره دیگه ما مهرماهیا نباشیم جامعه ترانه سرایان لنگ میشه ....باور کن 8-> خیلی خیلی ممنونم اونم از ته ته دلما @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام خانم قریشی @};- @};- ترانه دلنشین یود اما گفتین کار جدید نیست، و مشخصه که نیست چون ترانه "قصر اجباری" عالی بود و قسمتای خوب زیاد داشت :-) امیدوارم با ترانه ی بعدی رو دست قصر اجباریو بزنید @};- @};- موفق باشید
  • کارت زیباا بود .. راستی هنرمندانه خودتو توو ترانه ات جا زدی : 8-> همین که دستای سردم ، تو دستای تو آرومه @};- نشون می ده که عشق ما ،چقدر جوندار و معصومه @};- لحظه هات ترنه بارووون @};- @};-
    • حسین خزایی من باید به این هوش سرشارت یه نمره ی بیست بدم ;)) این همه خلاقیت به خرج دادم هیچکس متوجه معصومه نمیشه تازه هی می گن چرا گفتی معصومیت عشق ، می بینی تو رو خدا :-)) یک دنیا سپاس از حضور پرمهرت @};- @};- @};- ایزد یارت :-x
  • سلام ترانه ی زیبایی بود. لذت بردم. @};- @};- @};-
  • بانو قریشی گرامی بسیار زیبا و دلنشین سرودید و چقدر قافیه هاتون رنگه تازگی داشت @};- @};- =D> =D>
  • سلام معصومه جان واقعا لذت بردم از کارت دست مریزاد . لایک @};- =D>
  • سلام خواهر گلم راستشو بخواین من از شما انتظار بیشتری دارم توی شعر و ترانه تک تک مصرع ها قابل بحثه ولی بزرگترین مشکل این شعر یا حالا ترانه آشفتگی زبانه... مثلن بیت اول "پیشتو هستم" زبان معیار و قافیه ی "وابستم" زبان محاوره بیت بعد تماشایی ست و رویایی ست زیبا معیار و بیت بعدی محاوره و... یکم دقت کن خواهرم @};-
  • دوست من خانوم قریشی سلام :-) با حرفای خانوم سمر گرامی موافقم و اینم اضافه کنم که : "رؤیاییست" تو زبون محاوره استفاده نمیشه و اتفاقن از زبان ترانه شما هم دوره.... همین که دستای سردم ، تو دستای تو آرومه نشون می ده که عشق ما ،چقدر جوندار و معصومه///بانو شما حرف از دستای سردی میزنی که تو دست معشوق آروم میشه.و این آرامش با گرم شدن یکم فرق داره...بعد آروم شدن یه دست سرد نشون دهنده معصومیته یه عشقه؟نه فک نکنم خوب باشه.عشق جوندارم راستش اولین باره میشنوم.این تعبیرا حسه کارو به شدت کم کرده... نفس هاتو نگیر از دل ، که هستی بخش شب هامه///نفسهاتو نگیر از دل؟چرا از دل؟حتمن دلیلی باید داشته باشه.اما چه دلیلی؟مثلن اگه میشد "نفسهاتو نگیر از من" چه فرقی داشت؟دل اصلن ننشسته تو کار :-) یه کم که دور می شی از من ، یه بغضی پشت لب هامه///اینم که دوستمون گفتن و تکرار مکررات نمیکنم.اما بند پایانی رو انقد بیحوصله نوشتن کل کارو ضعیف جلوه میده. جسارت این حقیرو ببخشید.موفق باشید @};-
  • سلام خاتون شعر زیبایی بود حس و حال عاشقانه رو خوب به تصویر کشیدی. همه چی عالی بود تا بیت آخر و مصرع آخر نمیدونم چرا مصرع آخر اصلا به دلم ننشست. یه کم که دور می شی از من، وزنش مشکل داره . اضافه ست . یه بغضی پشت لبهامه، نمیرسونه که بغض کردی. وقتی تصور می کنی پشت لبو ، ناخودآگاه آدم یاد سبیل می افته جسارتاً. کاش یه کم فکر کنی و یه جورایی عوضش کنی. از این که جسارت کردم معذرت می خوام. قصدم جز کمک چیز دیگه ای نبود ونیست. زیبا باشی و لبریز از تبسم @};-
    • با شما موافقم و مرسی از نکته سنجیتون دوست گرامی و ممنون از اینکه به فکر پیشرفت دوستتون هستین :-)
    • درود سمر جان وقتی بیت آخر و بعد از مدت ها به خاطر اینکه گفتن ترانه کوتاهه بهش اضافه کردم همین میشه دیگه ;)) شرمنده خانومی.. یاد سبیل ;)) خواهش می کنم خوشحالم کردی بانو و سپاس از حضور سبز و صمیمانت @};- @};- @};-
  • سلام ترانه خوبی بود ولی تصاویر رو روش بیشتر تامل کن. =D> @};- @};- @};-
  • دورد معصومه عزیز زیبا بود و به دلم نشست @};- @};- =D> =D>
  • همین دنیای سر در گم ، تو که باشی چه رویایی ست @};- @};- @};-
  • سلام معصومه عزیز @};- دوسته خوب چقدر زیبا و با احساس نوشتید آفرین =D> زیاد دوست داشتم کارتون رو تبریک میگم خانم @};- @};- @};-
  • سلام خواهر خوبم. نظرم رو در مورد این کار میدونی،فقط برای کلیک کردن روی پسندیدم اومدم! منتظر شاهکارات هستم آبی باشی @};-
  • بسیار زیبا بود لذت بردم @};-
  • سلام معصومه جان دیر میای نمبینمت ولی میای خوب میای ترانتو با لذت خوندم مررسی و یه بیت از کاری که بعدن منتشر میشه پر از خالیه کاسه ی حس من... نبودت منو بی رمق میکنه ازین سوز تنهایی خودکار من رو کاغذ داره هی عرق میکنه! ......................... ترانه سرا بمونی عزیز @};- @};-
    • به به درود م.احساس خودمون شما که این روزا ترانه هات ترکونده و هی حس حسادت ما رو برمی انگیزی ;)) مرسی از بیت زیبات ، لحظه هات ترانه بارون @};- @};- @};- @};-
  • تو این روزا که هیچ دستی ، حریم امن موندن نیست تو دستات معدنه عشقه ، نگو جایی برا من نیست درود بر معصومه بانو لذت بردم از ترانه ی گرم و صمیمیت تبریک میگم @};- @};- @};-
  • درود بر شما... بسیار زیبا بانو... به نظرم جای بیت "ششم" و "هفتم" با هم عوض بشه، کار دوست داشتنی تر میشه! ضربۀ آخر به نظرم تو بیت شش هست! موفّق باشید و قلمتان سبز... @};-
  • درود بر معصومه عزیز.... قشنگ بود و لذت بردم @};- @};- @};- @};- تو دستات معدنه عشقه =D> =D>
  • تو این روزا که هیچ دستی ، حریم امن موندن نیست تو دستات معدنه عشقه ، نگو جایی برا من نیست =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- آفرین خیلی خوب بود لذت برم @};- @};- معـــــــــــصــــــــومـــــــــــــــــــه؟؟!!!!! من یه مدتی مغزم هنگ کرده ترانه م نمیاد تو کجایی نیستی ؟؟نمیگی دلمون واست تنگ میشه دختــــــــــــــــــــر؟؟؟ :-/
    • ههه نمیدونستم اول شدم ;)) ;))
    • درود فریبا جووون :-x ممنونم عسلم ، منم درگیر این سمینار لعنتیم حس ترانه نوشتن نمی ذاره واسم که ، این کارم زیاد جدید نبود فقط گذاشتمش که از خاطره ها فراموش نشم ;)) دل منم برات تنگ شده بود بانووووووو @};- @};- @};- @};-
      • سمینار؟! :-? :-? خوب سرت شلوغه ها خانم مهندس :-S
      • نه بابا به ما ادبیاتیا که مهندس نمی گن جیگری ;)) ارشد یا آموزش محوره یا پژوهش محور ؛ پژوهشیا پایان نامه دارن ماها سمینار .همون پایان نامست فقط جلسه دفاع نداره خداروشکر 8-> فدات @};- @};- @};-