بازی

 بازیه ، چیزی به نام عشق نیست

بازیه ، وقتی یه جا باید شکست

بین ما کی حس بردن رو چشید ؟

اونکه بیرون از همین بازی نشست

وارث یک اشتباه کهنه ایم

ما شبیهیمو همین درد آوره

تو دروغه حستو باور نکن

اینکه میگه عشق ما زیباتره

باورش کن میشه ما هم بشکنیم

میشه با رفتن بترسونی منو

( من کی هستم که نسوزم از غمت ؟

تو کی هستی که نسوزونی منو؟ )

بازیه ، ساعت به ساعت دلهره

بازیه ، نزدیکه حال بین ما

بازیه ، تا وارد بازی بشیم

مشترک دیدن فال بین ما

مثل مرداد شروع این دروغ

داغ و تن سوزه شبیه حادثه

می کشه هرچی نفس دادیبهش

بعد چند ماهی که بهمن می رسه

باورش کن میشه ما هم بشکنیم

میشه با رفتن بترسونی منو

(من کی هستم که نسوزم از غمت ؟

تو کی هستی که نسوزونی منو؟ )”

****

بیت داخل پرانتز برگرفته از غزل : کیم کیم که نسوزم من ؟ تو کیستی که نسوزانی ؟ ، مرحوم استاد حسین منزوی می باشد .

از این نویسنده بیشتر بخوانید: