زنگ نزن

قطع کن زنگ نزن خسته شـــــدم
گفته بودم شیشه ام افســـرده ام
یادته آنروز توی کوچتـــــــــون
آب شدم زیر زمینت مـــرده ام
***
بسِ دیگه موبایلت آتش گرفت
نمی خوام جواب بدم ولم کنیــد
مثل بچه غر نزن ای قصــــدک
تو نمی دونی چقد دلم سفیـــد
***
قهر می کردی و بر می گشتی زود
حرف سنگینِ مصیبت هـــــا زدی
فکر کردی تو دلم ثبت نمیـــشه
بهتره قانع بشی خیلی بـــــــدی
***
دلم چون کوره و تو نفتِ سفــــید
ریختی بر پیکرم آتش گرفــــت
اشک گریانت نشد آتش نشـــان
سوختم تو ناظری بر خاکِ سفت
***
حالا از کانال رودم اومــــــــدی
فکر کردی آب نداره تشنه بود
لحظه لحظه فنِ پشتِ صحنه رو
تو عروقِ دلم کندی بس نبــود
***
نمی دونی خیلی مدیونی بــــه دل
با مکرو حیله آب کردی جان را
زود خاموش شد چراغِ عشق و آز
جا زدی عهد دل و ایمــــان را
***
با چه منطق تو بگو حرف بزنــــم
تا یه لحظه درد من خاموش بشه
تو لجوجی نمی سازیم در سفــر
از محالاتِ فراموش بشــــــــه
***
هر چه داری مالِ خود حلالــــته
موش نشو تو زندگی ای طمعکار
گفتمت چندین بـــار با آه و داد
باز می پردازمت گر طلبـــــکار
***
ولم کن تنها بمانم بهتـــــــر است
ماندنت برام یه جرثومه خــــرید
توی خواب وبیداری پر خاشِ تو
خاطره جا مانده خود ذهنم شنید
***
جاسم ثعلبی (حسّانی) ۰۵/۰۷/۱۳۹۱

از این نویسنده بیشتر بخوانید: