آخر قصه … !

تو که چشمامو دیدی و, از این چشما تو ترسیدی

باید دستای سردم رو, تو این تنهایی میدیدی

باید میدیدی من بی تو, تو این بیهودگی گیرم

نگاه کردی من و اما , بازم گفتی که من میرم

نمیدونم چه رسمیه , که سهم عاشقی درد

نمیدونی بدون عشق , همه دنیای من سرد

ولی بازم نمیفهمی , تا وقتی که دیگه  دیر

تو بر میگردی روزی که ,دیگه احساس من میره

باید میدیدی من بی تو , دارم این گوشه میپوسم

تویه تنهاییام هر شب , دارم عکسات و میبوسم

نمیدونی چقدر سخته بخندی و بگی , خوبم

ولی شبها تو تنهایی , به دیوار مشت میکوبم

ندیدی دست من زخمه , از این مشتای تکراری

نگاه کن خوب دستامو , تو که از درد بیزاری

نمیخوام آخر قصه , دلت درگیر من باشه

تویه دنیایه کوچیکت , محاله قلب من جاشه

(کیوان اخوان حریری)

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام کیوان جان خیلی پر احساس و عالی بود داستان ترانت خیلی زیبا بود و قافیه هایی که به کار برده بودی هم خوب بودند و متناسب ترانه بود... یک جا ولی فکر کنم یه مشکل تایپی هستش ولی بازم نمیفهمی , تا وقتی که دیگه دیر (( ه )) تو بر میگردی روزی که ,دیگه احساس من میره راستی یه پیشنهاد هم میدم البته اگه جسارت حساب نشه برای زبان و زمان قصه ای که تو ترانه دنبال میشه دوست مهربونم... ولی بازم نمیفهمی , که قلبم پشت پا خورده تو بر میگردی روزی که ,دیگه احساس من مرده =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};-
    • ممنون محسن عزیز در مورد اون اشتباه تایپی باید عرض کنم یک مشکلی که من دارم این هستش که چون با وورد خود ویندوز تایپ میکنم اصوات رو نداره مثل کسره و غیره واسه همین بعضی وقتا واسه اینکه اصوات خونده بشن از حروف استفاده میکنم البته خانم گلناز گلزاری هم این نکته رو به من گفتن من هم سعی کردم کمتر از حروف استفاده کنم ولی بازم ممنون محسن جان در مورد اون بیت پیشنهادی هم باید بگم خیلی خیلی زیبا گفتین وقعا لذت بردم خیلی قشنگ هستش و به ترانه میخوره واقعا ممنونم از این پیشنهاد کیف کردم محسن جان من همیشه گفتم یک ترانه سرا با خط فکری و ذخیره لغات خاصی همراهه همیشه همین پیشنهاد ها و انتقاد ها باعث میشه این خطوط و این ذخیره لغات بیشتر وبهتر بشه محسن جان از این بیتی که گفتی جدا لذت بردم و حتما ازش در ترانه استفاده میکنم
      • @};- سلام به دوست خوبم این ترانه شما بود که این حس رو در من ایجاد کرد و اون بیت هم از خود شماست منتها به ذهن من متبادر شده دوست عزیزم. =D> =D> =D>
  • سلام آقاي حريري، احساس ترانه تون رو دوست داشتم. تقريبا تصويرسازي داشت كه اميدوارم تو كاراي بعديتون اين جنبه رو تقويت كنيد. "نمیدونی چقدر سخته بخندی و بگی , خوبم ولی شبها تو تنهایی , به دیوار مشت میکوبم" قسمت اولش با دوم زياد همخوني نداره. اگه اين باشه بهتره: "نميدوني چقدر سخته!مي خندم و ميگم خوبم ولي شبها توو تنهايي... به ديوار مشت مي كوبم" البته اين فقط يه پيشنهاده... به اميد بهترين ها-لايـــــــــك :-) @};-
  • سلام کیوان جان @};- نگاه کن خوب دستامو....به دیوار مشت میکوبم یه هجا کم داره یه کم قافیه ها تکراری و خسته کننده بود ولی در کل با احساس بود
    • محمد جان از نقدت سپاسگذارم در مورد قافیه ها بهت حق میدم ولی چون من تعداد ترانه هام نسبتا زیاد هست گاهی به کمبود قافیه یا تکراری شدن بر میخورم البته همیشه سعی کردم این مشکل رو برطرف کنم ولی گشترده کردن دایره لغات کمی سخته ولی در مورد هجای به دیوار مشت میکوبم یک نکته رو فراموش کردین اینکه بین مشت و میکوبم یک سکته قرار میگیره که اون هجایی که فرمودین رو پر میکنه البته اشتباه شما نبود بلکه من توی نوشتن فاصله نذاشتم یا ویرگول قرار ندادم که سکته ی اون قسمت رو تو خوندن یادتون نره ولی اگر سکته ی بعد از مشت رو هم حساب کنبد از نظر هجایی هم درست میشه . باز هم از اینکه روی این ترانه وقت گذاشتی واقعا سپاسگذارم و از نقدی که کردی لذت بردم به نظرم همین نقد کردن هاست که باعث میشه ترانه سرا بیشتر و بیشتر روی کارهاش دقت کنه و وسواس به خرج بده و ترانه های بهتر و قوی تری بگه . محمد عزیز باز هم ازت سپاسگذارم
  • خیلی خوب بود.فقط "تو" در "از این چشما تو ترسیدی" به نظر من باعث شده بیت اول خیلی زیبا نباشه. @};- @};-
  • زیبا و پراحساس سرودید لایک @};- @};-
  • =D> زیبا بود کیوان عزیز @};-