خداحافظ دفتر شعر

دل من خیلی گرفته از ترانه هام بیزارم
اینم شعره آخریمه که به زبون میارم
دیگه صبر من تمومه میخوام که دیگه نباشم
خداحافظ دفترِ شعر میخوام از توام جدا شم
واسه من فایده نداری دلمو به چی ببندم
دلخوشی برام نمونده که بخوام بهش بخندم
همه دنیام پره دوده رنگ تاری تو فضامه
همه کارم شده گریه نون و اشک فقط غذامه
دیگه طاغت نمیارم واژه هامم همه خستن
اینجا پایانه منه ، آخ، درِ رویاهامو بستم
اینم آخرین ترانه ست که تو بی کسیم سرودم
حالا من تو اوج پرواز آماده واسه فرودم
آخه این پایانه کاره من به آخرش رسیدم
خداحافظ دفترِ شعر از توام خیری ندیدم
چرا اشک میریزی دفتر آره این پایانه راهه
خوده من میخوام نباشم این ترانه بی گناهه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: