اینجا دور از تو

با ضربه ای محکم بلند میشم از رویام
انگار تنِ میزِ کافه رو بغل کردم
یکم عقب تر وایسی از قابِ تنهاییم
عکسِ سیاسفیدِ تنهاییِ یه مَردم

اینجا منم با یه بطری ،یه میز و یه عکست
توو وحشی ترین جغرافیا ,دور از تنِ تو
قاره ی ناشناخته ی تنت رو گم کردم
توو جزیره ای متروکم ,بعد از رفتنِ تو

اینجا بدونِ تو هوا یخبندون و سرده
میلرزم و از خاطراتت سِر شده تنم
دستام توو هوا میچرخن انگااار دارم
رویای "ما بودنُ" میبافم یخ نزنم

با بطری بطری خاطراتِ تو خواااب میرم
اینجا دور از تو فقط با مرگ نزدیکم
نقشه ی لبخندِ خورشیدیت که دستم نیست
تصویری از گمشده ای خاموش و تاریکم

خطِ روزای رفته روو دیوااار لازم نیست
هر روز با پنجه روو دیوااار خط میکشم
اینجا توو خیالِ تو تنهااام، ولی تو چی؟
با تصویرِ تو با کی هر شب کابوووس بشم

یکم عقب تر وااایسا از قابِ تنهاییم
گرد و غبارِ روشُ با دستت تکون بده
میدونم که خوشی و آرومی ،واست سخته
ببینی که یه مرد واسه ی تو جون بده

خیلی وقته دلتنگِ قراری دوباره شدم
عکسِ سیاسفیدِ تنهاییمُ ظاااهر کن
انگار که دارم از دوریت راحت میشم
لباسِ مشکیتُ واسه قراااار حاضر کن

مهدی کامرانی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: