کودتای فکری

سلام دوستان خوبم این کاررو صرفا بخاطر افکار پریشانم نوشتم و همکاران ببخشند چون بله وزنش خیلی ایراد داره و برخی قافیه هاش اما میخواستم همین باشه پریشان

فکر من دچار بحران شده،میشه اسمشو گذاشت کودتا
از حکومت قلبم دیگه بیذارم،فکر من رهبری میخواد عین چگوارا

کوچه های تصمیمم قرق شدن اما،با چریکای فکری میشه حلش کرد
این حکومت نظامیه احساس رو،میشه به پارتی شبونه تبدیلش کرد

تیر و ترکش میاد به سمت من،این جلیقه هم دیگه دووم نمیاره
فکر من کتابی نوشته قانونه،اسمشو کودتای فکری میذاره

"با همین ترانه میشه شرو کنه،
جای عشق ایده هاشو روو کنه
خنجر تیزی دست مردمش بده،
توی قلب عاشقانه ها فروو کنه"

قلب من تو فکر دموکراسی نیس،خیلی دیکتاتور شده تورو میخواد
توی کوره فکرامو سوزونده،فکر من انگاری شیندلر لیستو میخواد

توی دود و سربو عطر باروتی،کم آوردم دارم آسم میگیرم
بی نفس نشسته فکرم کنار من،توی گوشم میگه که میمیرم

اما سردار جنگم به شکل شعر،دستمو گرفتو گفت پاشو
کودتای فکرتو دیگه تکمیل کن،توی ایده های تازه ای جاشو

"با همین ترانه میشه شرو کنه،
جای عشق ایده هاشو روو کنه
خنجر تیزی دست مردمش بده،
توی قلب عاشقانه ها فروو کنه"

امید منتظری

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

757
۲۱