طبق معمول

طبق معمول- ترانه
عادت به طبق معمول
یعنی همان که بوده
یعنی همینی که هست
این گرهِ نگشوده

عادت به طبق معمول
یعنی تحملِ درد
یا بدتر از تحمل
عادت به درد اگر کرد

عادت به طبق معمول
یعنی همان همیشه
یعنی همین همینجا،
این قافیه – کلیشه

این رسمِ نانوشته
حلقه به حلقه زنجیر
یعنی روال این است
یعنی بدونِ تغییر

یعنی که بدتر از این
من، او، تو، حلقه یعنی
تبدیلِ ما به بخشی ،
از دورِ کهنه یعنی

تکثیرِ طبق معمول
طبقِ مطابقت ها
اصل و کپی برابر
وفقِ موافقت ها

حجمی که بی اراده
شکلی که شکلکِ ماست
انبوه و موم بودن
این که عروسکِ ماست

غیر از تولد و مرگ
که دستِ ما نبودند
رویای ِ زندگی را
از قلبمان ربودند ( زدودند )

فرصت من و تو بودیم
نسلِ تلف شده ها
ازدست رفته، پامال
مثلِ فلک زده ها

در، چرخ، پاشنه، دیروز
یعنی که طبق معمول
در، چرخ، پاشنه، امروز
عادت به طبق معمول

در،چرخ، پاشنه، تاریخ
در، چرخ،…نه، نه فردا
شاید… اگر… خدایا
یعنی هنوز آیا….

عادت به طبق معمول
***
محمود ناظری

از این نویسنده بیشتر بخوانید: