سر سختی

دونه دونه قطره هات جوشید تو آوای مـــن
عاشقونه خندهات بوسیدِ اون زلفای مـــــن
خاطرات شب همش یه لحظه واژگون شده
رفتی و با رفتنت خاکی شده دنیای مــــن
***
نمیشه پیشم باشی تا آخرین لحظه ی مـــــرگ
نمیشه سفر بمونه ساحلِ دریا وسنــــــــــــگ
چرا سر سختی به دروازه ی عشقت سر کشید
نمیشه شاد کنی با موندنت این دلِ تنـــــــگ
***
عاشقم دیونتم باید تو پیشم بمونــــــی
تا سحر مهمونتم تویِ خیالم زندونـــــی
کلبه ی دلم تهی خالی از رنگِ غنچه ها
همیشه تو باغِ دردم عاشقونه مهمونــی
***
نمی ذارم دور شی از وطنـــــــــم
با تمنا گوش کن حرفِ دلـــــــم
وقت مردنم برو جایی دیگـــــــه
دوست دارم عزیزم من چه کنـم
***
تو مثِ زنبور عسل توی گلا می گردونـــــــی
با یه آهِ ته دل جان و تنم می لرزونـــــــــــی
می مکی شیره ی عشقم خشک می مونه گلـم
عسلش در بسته های بازارت می چرخونـــی
***
عسلت دادی گرون ، باده اش نوشیده جون
درد تو چه داغِ داغ ، سوختی نوکِ زبــــون
***
جاسم ثعلبی(حسّانی) ۰۲/۰۷/۱۳۹۱

از این نویسنده بیشتر بخوانید: