شاید رفته که دوباره برگرده؟!…

شعر رفتن همیشه غم نداره
اگه درکش کنی هیچ کم نداره
اون که رفته حتما دلیل داشتـــــــــــه
شاید کمی درد و دلی ذلیل داشتــــــــــه
شاید رفته که دیگه برنگرده
شاید رفته که دوباره برگرده
شاید می خواد بیشتر قدرشو بدونم
که اگه تنبیه شدم دوباره برگرده

چشام سوز میزنن؛ بی خواب شدم باز
تو گلوم پراز بغضه؛ بی تاب شدم باز
شاید باز راهو من اشتباه رفتم
کمی مغرور و بی اعتنا رفتم
اگه رفتم چرا خودم بی خبر بودم
که انقد نادون و بی ثمر بودم

شاید رفته که دیگه برنگرده
شاید رفته که دوباره برگرده

چراغه خونه خاموشه از وقتی رفته
تموم شبم کابوسه از وقتی رفته

دستام سرده؛ خون به مغزم نمیرسه
همش چشام به درن؛ کی از راه میرسه؟؟!!

احساس مردن میکنم فکرم ضعیفه
همه بدنم میلرزه جسمم نحیفه

نمی دونم کجا رفته؛ کی برمیگرده؟
فقط خداکنه تو همین روزا برگرده!

شاید رفته که دیگه برنگرده؟!
شاید رفته که دوباره برگرده؟!

از این نویسنده بیشتر بخوانید: