سکوت

از اون روزی که رفتی بی تفاوت
دلم رویای سردت رو سوزونده
اگه لبهام دیگه حرفی ندارن
میگن که آخرین سنگر سکوته
سکوتم از ریاکاریت شکسته
داره آتیش میگیره تار و پودم
دروغ بسه خیانت رو تموم کن
واست بی ارزشه بود و نبودم؟
تو رفتی بی بهونه از کنارم
واسم ناز کسی ارزش نداره
هنوز اونقدر مردی تو تنم هست
که چشمام اشک حسرت رو نباره
تا جایی که میتونی دور شو از من
با هرکی که میتونی خوب شو حتما
تو ذهنت فک نکن حرصم درومد
مهم نیست واسه من قد یه سوزن
میخندم تا بتونم شادم هرجا
با هرکی لایقم باشه میگردم
تو در حدی نبودی باشی با من
تو این بازی رو باختی ، شرط میبندم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: