حالا مونده تا بشناسی مارو……

مثه ته سیگاری پا خورده
توی سطل زباله افتادم
لگدی زد به قلبمو در رفت
واسه هر کی که دس تکون دادم!

خورده بم یه انگ بد نامی
رو به سمتم اشاره های همه
میخورم چوب این خریتمو
هر چی بدترم بشم کممه!

روزگارم شبیه یه خرمن
رو به سمت زوزه ی باده
هرکسی شنیده قسمتمو
لعنتی به خلقتم داده!

حال من شبیه هیشکی نیست
تو از اون روی سکه بیخبری
نکنی راجبم قضاوت بد
شک به بیگناهیام نبری!

خیلی وقته تو پیچ وتاب گلو
خفه خونی تو حسرت دادم
حتی شیر حلال مادرمو
از دماغم دوباره پس دادم!

میخوام امشب میون تیره گیام
نفس تازه ایی کنم،پاااااشم
دل ببررم از این حیات سگی
یه ستاره تو چشم دنیا شم!

بزنم چک تو گوش بی شرمی
یه چک وحشیانه به ضعفام
همه باید بفهمن ارزشمو
بدونن همیشه پابرجام!

من با سعی ام میلرزونم پشت
همه ی چار ستون دنیا رو
مونده تا تو به باورش برسی
حالا مونده تا بشناسی مارو……..!

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • @};- =D>
  • درود خانم کارگر عزیز کارتون رو دوست داشتم و از خواندنش لذت بردم سپاس @};-
  • تیام عزیز از روزی که این ترانه رو قبل از بروز رسانی خوندم تا خودِ امروز صبح نتونستم خودمو راضی کنم که نگم کارت خیلی خوب و قرص بود و تشر زدنت رو سوژه که ممکنه خیلیا باشن بسیار خوب از آب در اومد نکاتی میمونه که بازم دوستان گفتن کم و زیاد شدنِ هجاها باعث شده بود تو خوندن دچار یه پریشونی بشیم واینکه میبینی کمتر به این مورد پرداخته میشه بخاطر تاثیر تصاویر قوی هستش که کارت داشت --------------------- مهدی دمی زاده عزیز اشاره کرد که ته سیگار تو سطل زباله نمی افته ولی من نظرم اینه تعبیر خوبی برای بی خاصیت شدن شاعر از چشمِ سوژه ایه که براش داره روایت میکنه و حتی اعتراض نسبت به سو استفاده توسط سوژه کاری که با سیگار میکنیم سیگار بعد از اینکه باعث تسکین میشه به گوشه ای پرتاب میشه و اینجا سطل زباله میتونه دنیایی باشه که خیلی کثافت گرفته و افتادن شاعر تو سطل زباله بین این همه کثافت میتونه باعث شعله ور شدن سطل زباله و طغیان بشه که میشد به این مورد اشاره کرد و کار و ادامه داد به هر حال من ارتباط بر قرار کردم --------------------- تو بعضی بندا جابجایی ارکان که تقریبا فرار از دستش سخته هر چند خیلی از اساتید بزرگم گاهی دچارش میشن ولی بنظرم اگه تصاویر قوی باشن وجابجایی اذیت کننده نباشه میشه باهاش کنار اومد تو کارت قوت فضای کار جابجایی رو تحت الشعاع قرار داده بود و این امتیازه هرچند هر چی جابجایی کمتر باشه بهتره بهترین منبع بر ای نزدیک شدن به جایی که کمترین جابجایی ارکان ها ملکه ذهن بشه یک دقت در حرف زدن عامیانه و دو گلستان سعدیه البته باید مراقب بود که با خوندنش کار دچار میل پیدا کردن به زبان معیار نشه یکی از شدید تریناشون این بود نکنی راجبم قضاوت بد اوردن نکنی در ابتدای مصرع واقعا ضربه زد به این قسمت کارت یا مثلا: خورده بم یه انگ بد نامی(انگِ بد نامی خوردم از دنیا رو به سمتم اشاره های همه(روبرویِ اشاره هایِ همَم خدایی نکرده اینا پیشنهاد جابجایی نیست یه راه حل برای خلاصی از جابجایی ارکانه که منظورمو برسونم ------------------------------------------------------------------------------ خیلی وقته تو پیچ وتاب گلو خفه خونی تو حسرت دادم حتی شیر حلال مادرمو از دماغم دوباره پس دادم! =D> با نظر محمد رضای عزیز و اشاره ی دوستامون موافقم غوغا کردی تو این بند =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> _____________________________________________________ تیام زیاد تر از این وقتتو نمیگیرم خانوم واقعا نشون دادی چه ذهن فعالی داری وقتی چشم دنیا بهت خیره میشه و تو ستاره میشی و چک میزنی تو گوش بی شرمی باید احسان ابولحسنی که بنظرم یکی از خوب های این سبکه کارتو بپسنده مثلِ من =D>
    • رسول جان اولا ممنونم به خاطر خوش قوليت واقعا منتظر نقدت بودم خيلي با اين قضيه كلنجار رفتم كه چه جوري ميتونم برداشتمو از شرايطم و تصميمايي كه گرفتم در قالب شعر بيارم كه ب اين نتيجه اش شد ميدونم كار اصلا قويي نيست ايراد وزني جابه جايي اركان كم و زيادي هجاها توش غوغا ميكنه ولي واسم مهم تر بود حرفمو بزنم داشتم خفه ميشدم واقعا! من حتما اين كارو اديت ميكنم بابت تعاريفي كه كرديم ممنونم شما ميشه به من لطف داشتيو داري ممنونم از حضور هميشگيت @};- @};-
      • تیام جان بازم سلام کاری که نکردم تشکر بخواد حس و حال کار و اینکه نتیجه ی کارت در درگیر کردن مخاطب مطمن باش به ثمر رسیده کمی سخت گیری کردم اگه هم سخت گیری رو نسبت به کارای من اعمال بشه فقط سه صفحه اشکال ازشون در میاد.....گاهی وقتا آدم دوس داره حرفشو بزنه و راحت بشه تو این کارو کردی و البته هنرمندانه هم بوده.......این از همه چیز مهم تره موفق باشی @};- @};- @};- @};-
  • با سلام شاعر بزرگ. بسیار لذت بودم و ستودنی بود. راستش از تک تکِ بیتهاش خوشم اومد. "حتی شیر حلال مادرمو، از دماغم دوباره پس دادم!" از اینجاشم خیلی خوشم اومد. راستش من دنبال شعر با هدف بودم. که پیدا کردم. دنبال یه بازگشت بودم که توی شعر شما دیدم. کسی که بخواد بلند شه. توی کنترل به این میگن فیدبک. مثل توبه که یه نوع بزرگ شدن عقله. کسی که حس میکنه کارهاش کمه و باید پیشرفت کنه. اینو از همه انتظار داشتم که به دنبال هدف باشن و از افرادی هم که شعرهای خودکشی رو می نویسم خواستم از این موضوع ها کنار بکشن. خیلی ممنونم که از هنرتون بهره ای زیاد به ما دادی و براتون از صمصم قلب، بهترین آرزوها رو دارم. @};-
    • @};- با سلام جناب دزفولي عزيز ممنونم از لطف بي نهايت شما نسبت به من و اين كار! راستش من تو اين كار سعي داشتم 3 نكته رو درقالب يه ماجرا به شنونده يا خواننده گوشزد كنم اول اينكه واسه بلاهايي كه به سرمون مياد دنبال مقصر خارج از خودمون نباشيم بپذيريم كه ما مسئولش هستيم همونطور كه گفتم ميخورم چوب اين خريتمو هر چي بدترم بشم كممه من پذيرفتم كه خودم مقصرم! دوم اينكه آدم بي هدف آدم بي ارزشيه كه راحت تحت تاثير همه قرار ميگيره و حتي خيلي از ارزشاشو از دست ميده و اصلا معلوم نيست چرا خلق شده! روزگارم شبيه يه خرمن رو به سمت زوزه ياده هركسي شنيده قسمتمو لعنتي به خلقتم داده! سوم اينكه مهم نيست كجايي گذشته ات چي بوده و چه راهيو تا الان طي كردي هر وقت تصميم بگيري زندگيت دوباره شروع ميشه ميتووني با يه تصميم نه تنها گذشته رو فراموش كني بلكه ميتوني فرداي بهتري واسه خودت بسازي حالا با هر هدفي و تو هر راهي! ميخوام امشب ميون تيرگيام نفس تازه ايي كنم پااااشم دل ببرم از اين حيات سگي يه ستاره تو چشم دنيا شم! من تلاشمو كردم منظورمو به مخاطب برسونم ولي خب با توجه به آماتور بودنم و ضعف قلم ايراداي زيادي داشتم خوشحالم كه كارمو دوس داشتين دوست عزيز ممنونم از حضورتون! @};-
      • با سلام. خیلی لطف کردید که زندگی رو از گوشه ای دیدید که خیلیا توش گرفتارن. حتی من هم که کمتر درس می خونم بخاطر سر کار رفتن و مشکلات زندگی و یه دختر ناز و ملوس (دریا سادات)، تصمیم دارم بیشتر تلاش کنم و تا میتونم ادامه بدم تا جایی که دیگه واقعا نتونم. البته من از مدتی پیش شروع کردم به این کار ولی جوابش شاید حدود 2 ماه دیگه معلوم شه. بی نهایت سپاسگزارم از توضیحاتتون و ممنون. @};-
  • مرسی زیبا بود @};-
  • بهتر از همیشه، آورین خیلی خیلی خوشمان آمد. @};- @};- حالا مونده تا بشناسی مارو……..!
  • درور بر شما زیبا بود @};-
  • سلام تيام جــــــــانم :-x :-x :-x شرمنده كه پاي ترانت دير رسيدم خواهري :"> @};- خيلي احساستو دوست داشتم نازنينم و ترانه هم به دلم نشست... فقط نميدونم چرا حس ميكنم يه نمه خشن شدي آبجي ;)) ;)) خدا به داد سوژه ي ترانه هات برسه شديييييييد ;))
    • سلام الهه نازنين خواهش ميكنم شما خواهريتون به ما ثابت شده اس! :-x :-x :-x نظر لطفته عزيزم @};- @};- @};- بله ديگه اعصاب ندارم چن وقته =(( =(( از اينم خشن تر مينويسم اگه لازم شه ;)) ;)) مرسي از حضورت عزيزم
  • زیبا و دلنشین بود ولی یه مقدار پراکنده شده موضوعات ، @};- @};-
  • به به ..تیام عزیز..شناختیم شما رو..!!!چه خانمی..!!چه استعدادی..!!!بسیار بسیار بسیار لذت بردم از این ترانه تون..بسیار خوب آغاز و انجام دادید به کار..من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک/چرخ برهم زنم ار غیر مرادم گردد..! حسی که توانایی /امید/خودباوری/انرزی مثبت به مخاطب بده..احساس/شور/عشق رو بپروه..باب دل منه.. خوشم اومد از این ترانه ..آفرین..آفرین. =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- =D> =D>
    • به به بانو رباني عزيز comment allez vous madame؟ @};- @};- منو خوشحال كردين تشريف اوردين پاي كارم. حس مثبت كه همراه با انگيزه باشه يه نعمته تو اين عصر ماتم! و خب من خوشحالم كه حس كارم رو گرفتيد و خوشتون اومد ممنونم از حضور @};- @};-
  • سلام دوست من... این نگاه متفاوت و جنس قلمت رو خیلی دوس داشتم اما ته سیگاری که پا خورده جاش توو سطل آشغال نیست روی زمینه... یه جاهایی احساس کردم هجاها کم و زیاد میشن البته ممکنه با تغییر در خوانش جبران شه ولی یه ویرایش کنی بد نیست @};-
    • مهدي جان ممنونم از حضورت دوست خوبم خوشحالم كه دوس داشتي ته سيگار پاخورده بلاخره سر از سطل اشغال در مياره ;)) ;)) كم و زياد شدن هجاها هم قبول دارم ممنونم @};- @};- @};-
  • درود بر شما يك ترانه از وزن مورد علاقه ام. انصافن عجب كارستوني بود. دستمريزاد. بعضي تصاويرتون خيلي زيبا بودن. چن تا سكته وزني هم داشتيد البته. موفق باشيد.
  • سلام تیام عزیزم .آفرین کار خوبی بود اعتراضایی که داشتی قوی و مناسب بود .ممنون عزیزم خیلی وقته تو پیچ وتاب گلو خفه خونی تو حسرت دادم حتی شیر حلال مادرمو از دماغم دوباره پس دادم! =D> =D> =D> @};- @};- @};-
  • زیبا بود موفق باشی تیام جان @};- @};-
  • لایک بسیار به خاطره ترانه زیباتون @};-
  • حال من شبیه هیشکی نیست تو از اون روی سکه بیخبری نکنی راجبم قضاوت بد شک به بیگناهیام نبری!.... =D> =D> واقها این ترانه رو دوست داشتم.مرسی از این کار زیبا تیام عزیزم @};- @};-
  • من با سعی ام میلرزونم پشت همه ی چار ستون دنیا رو مونده تا تو به باورش برسی حالا مونده تا بشناسی مارو……..! سلام تیام عزیز ترانه زیبایی بود مرسی دوست من
  • درود بسیار زیبا بود =D> =D> =D>
  • سلام خانم کارگر عرب عزیز ترانه تون ساختار بسیار خوبی داره. داستان خوب پیش میره. قافیه های تمیز و تعابیر شاعرانه زیبا، همه و همه نشان از هنر شما دارن. فقط یه چیز شاید جالب. من واقعا تا آخر ترانه نتونستم بشناسم شما رو. نمی دونم این نپرداختن به شخصیت اصلی ترانه عمدی بوده یا نه. ولی من تا آخر نفهمیدم حتی شخصیت اصلی ترانه انسانه، مرده، زنه، ته سیگاره، چیه. اگر عمدی بوده که کارتون فوق العاده بوده در انجامش. گرچه نظر شخصی من به عنوان یه مخاطب این بود که کاش می دونستم چه کسی در این تعلیق به سر می بره. راستی، ورق خوردن داستان در پایان و نتیجه گیری قدرتمندانه تون رو دوست داشتم. بازم ممنون از ترانه زیبای شما شاد باشید همیشه @};-
    • مجتبي عزيز ممنونم از حضور هميشگيت كه باعث خوشحالي منه راستشو بخواي تا جايي كه تونستم سعي كردم از پرانتز خارج نشم تو توصيف چيزي كه تو ذهنم بود شرح حال دختري كه زندگي خوبي نداره دچار بدنامي شده به خاطر رابطه هاي غلطي كه داشته زندگي بي هدف و بدي داشته و تصميم ميگيره كه خودشو نجات بده! تو بيان اين قصد شايد موفق نبودم ولي سعي خودمو كردم! به هر حال ممنونم از توجه ات و لطفي كه به من داشتي @};- @};- @};-
  • سلام خانوم کارگر عرب :-) عرضم به حضورتون از حسه تلخی که تو ترانه بود خوشم اومد.اما نمیدونم چرا انقد جابجاییه ارکان داشتید:به عنوان مثال"میخورم چوب این خریتمو" در واقع باید مینوشتی "چوب این خریتمو میخورم".جابجاییه ارکان تأثیر بدی میذاره رو کار ."لعنتی به خلقتم داده" در واقع لعنت رو میفرستن.نمیدن! باقیه مساعل رو هم که دوست عزیزم مجید شمس گفت که جاداره بهش خسته نباشید بگم و منم باهاش هم عقیدم@};- موفق باشید :-)
    • رضاي عزيز دوست خوب من! خوشحالم كه حس كارو دوس داشتي جابه جايي اركان تو كارم هس تا جاييم كه تونستم سعي كردم تو ذوق نزنه ولي انگار موفق نبودم! با نقدي كه روي لعنت فرستادن هم گفتي موافقم ولي چه ميشه كرد بايد تو قالب وزن پياده ميكردم! ممنونم از حضورت @};- @};- @};-
  • به به سلام خانم تیام @};- @};- @};- خانم چه کردید =D> تو این نوبت به روز رستنی سورپرایز بدون شک ترانه زیبای شما بود و باید تبریک بگم که پله های پیشرفت رو 4 5 تا یکی دارید طی میکنید گویا خانم ... کمی هم آروزم تر ما هم کمی به شما نزدیک بشیم دوسته خوب :-)) تبریک میگم عالی بود تیام جان عالی بود =D> امیدوارم به همین ترتیب رو به سمت موفقیت های بیشتر ببینمت دوسته خوبم @};- @};- @};-
    • نيما جان؟ بابا خيلي شلوغش كردي من از اين همه لطفت ممنونم هميشه همراهم هستي و من از اين بابت خيلي خوشحالم زير سايه دوستاي خوبي مثه شما حتما ادم پيشرفت ميكنه چرا كه نه؟ مرسي اومدي @};- @};- @};-
  • سلام تیام عزیز اومدم که یه دونه از اون عاشقانه های پر از احساستون رو بخونم ولی خب فضا اون نبود :-( این ترانه هم خیلی خیلی عالی بود. =D> با همه ی حرفای مجید عزیز به جز اون خریت!! موافقم.چون منم خودمو تقریبا به یه باغ وحش تشبیه میکنم!!! ;)) این بند شاهکار بود.واقعا مو به تنم راست شد: خیلی وقته تو پیچ وتاب گلو خفه خونی تو حسرت دادم حتی شیر حلال مادرمو از دماغم دوباره پس دادم! =D> =D> آبی باشی @};- @};-
    • سلام به محمدرضاي عزيز ببخشيد كه از عاشقانه خبري نبود حال و هوا آفتابي نيس! :< :< :< ممنونم از لطفي كه به من و ترانه هام هميشه داري @};- @};- به اميد تداوم اين حضور ابي ;)) @};- @};- @};- @};-
  • حالا مونده تا بشناسی مارو……..! مرسی @};-
  • سلام ترانه ی زیبایی بود. موفق باشید @};- @};- @};-
  • درود تیام جان / زیبا بوووووود . . . فقط به نظرم یه خرمن کـــــــاه باید باشه @};- @};- @};-
  • معرکه اس @};- =D> خیلی عالی بود خانم تیام بابا دست مریضات @};- @};- @};-
  • درود بر شما کار بسیار زیباییست موفق باشید @};- @};- @};- =D>
  • سلام تیام عزیز فکر نمیکردم اینهمه سرعت داشته باشه پیشرفتت آٰفرین به شما :) خورده بم یه انگ بد نامی رو به سمتم اشاره های همه میخورم چوب این خریتمو/ کلا با اینکه مولف خودش و جک و جونور کنه مشکل دارم :-) هر چی بدترم بشم کممه! .............................. روزگارم شبیه یه خرمن رو به سمت زوزه ی باده هرکسی شنیده قسمتمو لعنتی به خلقتم داده! ببین تعبیرت جالبه اما خرمنی که رو به باد باشه خیلی عجیب نیس ، نمیدونم روستا رفتی یا نه روستائیا خرمنو جوری میبندن و روی هم انباشت میکنن که با باد تکونم نخوره :) اما آتیشم وارد این بندت میکردی اونوقت تصویرت جون میگیرفت ، طوری که باد آتیشو به سمت خرمن هدایت کنه و اونوقت به نظرم میتونستی به نوعی خوب از تعبیرت استفاده کنی. @};- خیلی وقته تو پیچ وتاب گلو خفه خونی تو حسرت دادم حتی شیر حلال مادرمو از دماغم دوباره پس دادم! :-) خوب بود @};- میخوام امشب میون تیره گیام نفس تازه ایی کنم،پاااااشم// تیام عزیز ، نفس تازه کردن با نفسه تازه ای کردن فرق داره ها !! :-? پیداس برای این ترانت بیشتر وقت گذاشتی و میخواستی از ذهنت کار بکشی و فکر میکنم موفق بودی @};- شما هم داری انتظار منو بالا میبری :-) برقرار باشی @};- @};- @};-
    • مجيد عزيز اول از همه مرسي كه واسه نقد اومدي @};- @};- تا جايي كه من ميدونم خرمن رو به باد كنايه از باري به هرجهت بودن، بي هدفيه و به صورت يه ضرب المثل رو زبوناس البته نقد شما كاملا درست و ادبيه ولي من به اين بعد قضيه نگاه كردم و از اين كنايه استفاده كردم. اما نفس تازه اي كنم رو باهات موافقم الان كه دارم بهش فكر ميكنم ميبينم حق با توس ;)) ;)) نه تورو خدا انتظارت از من بالا نره كه كار خيلي سخت ميشه واسم! من فقط حسمو مينويسم ادبي نگاه نكن به كاراي من! ممنونم از حضور مفيدت دوست خوبم @};- @};-
      • خب برداشت من یه چی دیگه بود :) اگه تعبیر تو اون هس که ایرادی نداره و خیای هم خوبه اتفاقا سخت بشه بهتره برات @};- @};- @};- موفق باشی
      • @};- @};- @};-
  • من با سعی ام میلرزونم پشت همه ی چار ستون دنیا رو مونده تا تو به باورش برسی حالا مونده تا بشناسی مارو……..! =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- بسیار زیبا عزیزم:)
  • بانو تیام عزیز بسیار زیبا بود حال من شبیه هیشکی نیست تو از اون روی سکه بیخبری نکنی راجبم قضاوت بد شک به بیگناهیام نبری @};- @};-
  • تیام عزیزسلام بر میگردم....
  • سلام دوست عزیز.. چه احساس عجیبی =(( ..و چه پرداخت خوبی.. =D> @};- @};- @};-
  • درود بر تیام عزیز ترانه ی زیبایی بود مخصوصا بیتای اغازین بسیار تاثیر گذار و کبونده بنظرم اومد درود میفرستم به اینهمه استعداد @};-
  • سلام خیلی خیلی عالی بود واقعا حظ کردم از خوندن این ترانه زیباتون مخصوصا بند پنج به بعد. =D> =D> =D> میخوام امشب میون تیره گیام نفس تازه ایی کنم،پاااااشم دل ببررم از این حیات سگی یه ستاره تو چشم دنیا شم
  • یه وقتی نوشتم: چی ام برا مردم؟ یه مرد احساسی. دلم به این خوش بود تو منو میشناسی...
  • سلام چقا درد داشت این ترانه :< @};-
  • مثه ته سیگاری پا خورده توی سطل زباله افتادم لگدی زد به قلبمو در رفت واسه هر کی که دس تکون دادم! =D> =D> =D> =D> =D> :-S =(( الهی قربون دل شکستت برم :< :-S
  • درود بر تیام عزیز.... @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام :) مثه ته سیگاری پا خورده توی سطل زباله افتادم لگدی زد به قلبمو در رفت واسه هر کی که دس تکون دادم! :-x خورده بم یه انگ بد نامی رو به سمتم اشاره های همه میخورم چوب این خریتمو هر چی بدترم بشم کممه! @};- @};- این ترانه عالیه... واقعن تبریک می گم