کوچه

ترانه-کوچه
فرصتِ بودن ما با همدیگه
شده اندازه ی کم حوصله گی
از سرِ کوچه بگیر تا ته ِ پیچ
بعدشم جدا می شیم بی گله گی

بودنی که می دونیم بی موندنه
بی تو رو تا انتها کشوندنه
بی منو به ماجرا کشوندنه
بی مارو به همدیگه رسوندنه

می گذریم از همو از کوچه ، تهش
تهِ خط یعنی سرِ خط دوباره
باز یکی دیگه میاد و باهامون
پا توی خلوتِ کوچه میگذاره

کوچه حوصله ش زیاده یا کمه
کوچه صافه یا پراز پیچ و خمه
کوچه بن بسته یا بازه،چه غمه
وقتیکه فرصتِ حوصله کمه

کوچه تو لاکِ خودش خزیده بود
بی خبر از من و تو خوابیده بود
سرد و خاموش یه گوشه لمیده بود
مثِ منگا تو خودش چپیده بود

کوچه خوابه میای بیدارش کنیم؟
کوچه منگه میای هشیارش کنیم؟
غصه دار و دمغه بی رمقه
میای از اینهمه بی زارش کنیم؟

ادای عاشقارو دربیاریم
آوازای کوچه باغی بخوونیم
سر بذاریم روی شونه های هم
الکی بگیم که با هم می مونیم

کوچه خمیازه کشید پا به پا کرد
تا به تا یه نگاه به ما دوتا کرد

انگاری آخرِ این قصه رو دید
با یه خمیازه و آه باز خوابید

کوچه اصلن مارو جدی نگرفت
پیِ عشقای قدیمیه هنوز
هرچی تنها و از این زمونه سیر
کوچه باغه آشناییه هنوز
***محمودناظری

از این نویسنده بیشتر بخوانید: