سیگارِ آخر !

یه فنجون قهوه با طعم عذابُ ؛ یه پاکت ؛ خالی از هر دونه سیگار
یه مرد اینجا کنار شعله آروم ؛ نشسته ؛ پیشِ قابت رویِ دیوار
کنار پنجره ؛ تاریکی شب ؛ یه آهنگُ ؛ بازم تکرارُ تکرار
ــــــــــــــــــــــــــــــ
چی شد آخرِ‌ ترانه؟ که تو و صدات نموندین / کی جلو چشات نشستُ ؛ غم فردامو نخوندین
رفتی اینجا سوتُ کورِ ؛ غمِ من سوژه ی این تار / حالِ چشمام نگرونه؛ حالِ قلبم که نگو ؛ زار
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سکوتش بغضِ دردُ پشتِ چشماش ؛ یه مشت ابرای تیره خوابِ خوابن
تو صحرای خیالش بعد رفتن ؛ یه عالم آرزو غرقِ سرابن
دلش حیرونُ سرگردونِ عشقُ ؛ سوالایی که دائم بی جوابن

یه مرد اینجا که با آواز تارش؛ در و دیوار خونه رنگِ غم شد
تو گودیِ چشای نا امیدش ؛ یه رعدُ ؛ برکه ای از اشک جم شد
پُکی محکم روی سیگارِ آخر ؛ و پشتِ کوهی که از عشق خم شد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
چی شد آخرِ‌ ترانه؟ که تو و صدات نموندین / کی جلو چشات نشستُ ؛ غم فردامو نخوندین
رفتی اینجا سوتُ کورِ ؛ غمِ من سوژه ی این تار / حالِ چشمام نگرونه؛ حالِ قلبم که نگو ؛ زار

" مریم جعفرزاده "

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سیگار پشت سیگار تکرار پشت تکرار @};- @};-
  • زیبا بود و دلنشین موفق باشید @};- @};- =D>
  • سلام مریم جان .کارت قوی و خوب بود .لحظه های خیلی خوبی داشت .آفرین خانمی تو گودیِ چشای نا امیدش ؛ یه رعدُ ؛ برکه ای از اشک جم شد =D> =D> =D> @};- @};- @};-
  • سلام خانوم جعفر زاده @};- گفتنی هارو دوستان گفتن و چیزی رو ناگفته نذاشتن.اما جا داره به خاطر قسمتهای خوبی هم که تو کار بود بهتون تبریک گفته بشه.من اولین کاری هست که ازتون میخونم.با اینکه نقص داشت اما پتانسیل خوبی هم داشت.به زودی کارای خوبی ازتون خواهیم خوند.به امید او روز @};- @};- @};-
  • یک مقدار نسب به کار قبلیتون دارای ریتم کندتر و کلمات سنگین تر بود اما مثل همیشه زیبا @};- :-)
  • ترانه خوبی خوندم بند اول رو خیلی دوست داشتم اما هرچی جلونر رفتم احساس کردم ترانه زیبایی بند اول رو نداره و زیاد با ترجیع بد ش موافق نبودم البته جسارت بنده رو ببخشید فقط نظر شیخیصم بود موفق باشید =D> @};-
  • عزيزم كار زيبايي رو ازت خوندم ترجيع بند كارت خيلي خوب بود مرسي @};- @};-
  • بانو مریم زیبا بود پر از دلیل خندیدن باشید @};- @};-
  • سلام مریم خانم ترانه خوبی بود و به فکر شروع و پایان بودی یه فنجون قهوه با طعم عذابُ ؛ یه پاکت ؛ خالی از هر دونه سیگار// با حسین موافقم @};- یه مرد اینجا کنار شعله آروم ؛ نشسته ؛ پیشِ قابت رویِ دیوار // مرده رو دیوار نشسته ؟؟ پرداخت ضعیفه ها :-) کنار پنجره ؛ تاریکی شب ؛ یه آهنگُ ؛ بازم تکرارُ تکرار ــــــــــــــــــــــــــــــ چی شد آخرِ‌ ترانه؟ که تو و صدات نموندین / کی جلو چشات نشستُ ؛ غم فردامو نخوندین// اینیکی که ازت انتظار نداشتم تو صدا نموندین !! ــــــــــــــــــــــــــــــــــ سکوتش بغضِ دردُ پشتِ چشماش ؛ یه مشت ابرای تیره خوابِ خوابن تو صحرای خیالش بعد رفتن ؛ یه عالم آرزو غرقِ سرابن دلش حیرونُ سرگردونِ عشقُ ؛ سوالایی که دائم بی جوابن خب این بهتره :-) @};- خوبم تموم شد ... موضوع خوب بود و فکر میکنم داری بهتر میشی @};- @};- @};- آفرین دوست من
    • سلام آقای شمس ممنون بابت حضورتون قسمت اول رو توضیح دادم @};- @};- به نظر خودتون من منظورم مرده بوده ؟ :-) بت من که نیست :/ منظورم به قاب بوده . و باز هم توضیح دادم به کامنت های قبلی @};- @};- تماما جوابتون رو توی کامنت های قبلی دادم اگه دوست داشتین مراجعه کنین @};- ممنونم @};- @};-
  • سلام مریم عزیز ترانه ات رو دوست داشتم زیبا بود مرسی =D> =D> =D>
  • سلام خانم جعفرزاده عزیز چیزی که خیلی برای من جذابه اینه که می بینم شما هر ترانه جدیدی که میگذارید خودتون رو هم باهاش تکرار نمی کنید. همه چیز تغییر کرده. یادتونه توی اولین دیدگاهم گفتم کاش تصویرسازی و سوژه پردازی رو بیشتر ببینم ازتون. الان دارم می بینم خانم. به خصوص اینکه یکی از اون کارهای پر ریسک رو انجام دادید و رفتید در قالب یک مرد. کار هر کی نیست. آفرین واقعا ترجیع بند ترانه تون رو، به خصوص برای اینکه بسیار شجاعانه و عمیقه دوست دارم. جا داشت سوژه شما که از تعابیر شاعرانه بسیار گسترده تری استفاده کنید.اما خب این گستردگی رو بگذاریم برای ترانه های بعدی که حالا واقعا دوست دارم از شما بخونم شاد باشید همیشه @};-
    • سلام دوستِ من . . . خیلی ممنونم از لطفتون که واقعا یه انرژی هست واسه بهتر شدن . بله اولین دیدگاهتون یادم هست که البته قبل از اون کار که قدیمی بود من کارای دیگه ای هم آکادمی گذاشته بودم . و از وقتی اومدم اینجا دارم از نظرات دوستان کاملا بهره میبرم تا به مسیرم درست تر جهت بدم . . . و امیدوارم که به مرور هم تونسته باشم . چشم ایشالا تمام تلاشمو میکنم به کارا پرداختِ بهتری بدم و تعابیر زیبا تری رو تجسم کنم @};- @};- مرسی بابت حضورتون و وقتی که گذاشتین @};- @};-
  • درود مریم جون عالی بود @};- @};-
  • سلام مریم عزیز،خیلی خوبه که داری تو هر ترانت واقعا از نظر شاعرانگی بهتر وبهتر میشی.البته این نظر منه. نظر دوستان روهم خوندم آقای خزایی کاملا درست میگن درمورد نکات ترجیع کارت که(کی جلو چشات نشستُ ؛ غم فردامو نخوندین)چون فعل جمع آوردی یه جور نامفهوم شده ،وهمین طور(نشسته ؛ پیشِ قابت رویِ دیوار) که اگه ویراششون کنی خیلی بهتر میشن دوست گلم. :-) همیشه موفق باشی. @};- @};-
    • سلام خانم رستگارِ عزیز ممنونم از لطف همیشگیتون و خوشحالم که این نظر رو دارین @};- @};- تو ضیحاتِ لازم رو برای آقای خزایی بیان کردم .بازم اگه مشکلی بود در خدمتم . چشم اشکال ها هم ان شاء ا... رفع شن @};- @};- ممنونم از حضورتون بانو @};- @};-
  • @};- خانم جعفر زاده عزیز ترانه شمارو چندین بار خوندم .. فقط و فقط برداشت شخصی خودمو بیان می کنم .. امیدوارم این ابراز نظر جسارتی به شم نبوده باشه : یه فنجون قهوه با طعم عذابُ ؛ یه پاکت ؛ خالی از هر دونه سیگار @};- @};- ( هر چند کاربرد عامیانه اش نخ سیگار ...) پاکت خالی.. خالی .. معمولا با نخ آخرش ترسیم می کنند نه هر دونه ..!! یه مرد اینجا کنار شعله آروم ؛ نشسته ؛ پیشِ قابت رویِ دیوار در این قسمت اگه می گفتی ( رو به دیوار ) پرداخت بهتری بود .. چون جای قاب معلوم روی دیوار .. روبرو حس آمیزی رونتر و قویتری ایجاد میکنه . این قسمت اصلا نتوسنتم با مفهوم کار ارتباط بر قرار کنم . تصویرش برام گنگ ..!!؟ چی شد آخرِ‌ ترانه؟ که تو و صدات نموندین / کی جلو چشات نشستُ ؛ غم فردامو نخوندین تو صدات نموندین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ / غم فردامو ( نخوندین ؟؟) در قسمت اول مخاطب کاملاا گنگ و نامشخص .. شخص سومی که بیش از این نبود .. (( رفتی اینجا سوتُ کورِ ؛ غمِ من سوژه ی این تار / حالِ چشمام نگرونه؛ حالِ قلبم که نگو ؛ )) می تونست بهتر از انها تموم بشه .. لحظه هاتون ترانه باروون @};- @};-
    • سلام آقای خزایی عزیز . اصلا این فکرو نکنین . من دوست دارم وقت گذاشتنتون رو پای ترانم و توجه به نقاط ضعفش که قطعا به یاری خدا نقاط قوتِ آینده خواهد شد . . . در مورد این قسمت ها هم توضیحاتی میدم و اون قسمت هایی که لازمه تصحیح میشه خب : قسمت اول ؛ حق با شماست اما حس میکنم نخ لفظِ زیبایی واسه به کار بردن اینجا نباشه .هدف فقط این بوده که گفته بشه پاکتِ سیگار خالی شده و تموم سیگارا مصرف ؛ اما اگه به نظرتون مفهوم روشن بیان نشده فکری به حالش میکنم ;) قسمتِ دوم : نظرتون قشنگه میتونه این هم باشه .موافقم . این قسمت هم منظورم جای قاب بوده که هنوز هم روی دیوار خونس و بر داشته نشده قسمت سوم : داره مردِ قصه با خودش میگه : تو و صدات . . . . یعنی الان نیستی تا با حضورت و صدات هم پای من باشی و ترانه بخونیم غمِ فردامو نخوندین : برمیگرده به قسمت قبلش " کی جلو چشات نشستُ " که بیان میکنه معشوقه ی مرد با کسِ دیگه ای رفته و مرد خطاب به همون معشوقه داره بیان میکنه چی باعث شد که با اون بری و هردوتون غمی رو که الان من در اون هستم تصور نکنین ( دلتون هم به حالم نسوزه ) قسمتِ بعد ترجیع بند هم باز ادامه ی همین گفتگو هست . یعنی ففقط در ترجیع بند ما شخصِ سوم رو داریم . که در اون قسمت ها مردِ قصه داره اینا رو بیان میکنه با خودش امیدوارم تونسته باشم توضیحات لازمو بیان کنم . به امید بهتر شدن . ممنونم از حضورتون دوست خوبم و ممنونم از نظرات دقیق و وقتی که گذاشتین @};- @};- احساستون پابرجا
  • مریم جان مثل همیشه زیبا بود
  • كار خوبي بود سركار خانم..موفق باشيد @};-
  • درود خانم جعفرزاده کارتون خوب بود ولی به پرداخت بهتر و مناسبتری نیاز داره مثلا اینجا : خالی از هر دونه سیگار - و در ترجیع بند کارتون رفتی اینجا سوتُ کورِ ؛ غمِ من سوژه ی این تار / حالِ چشمام نگرونه؛ حالِ قلبم که نگو ؛ زار - برداشتی که من کردم تار و زار مشخصه فقط جهت تکمیل قافیه افزوده شدن که کارتون رو با ضعف مواجه کرده در کل معلومه توانائی و استعداد خیلی خوبی دارین به همین خاطر هم بنده جسارت کردم و نظرم رو گفتم امیدوارم این توانائی رفته رفته بیشتر هم بشه موفق باشین @};-
    • سلام آقای پیلتن . مرسی از حضورتون خوشحالم که وقت میذارین پای ترانه و ایشالا که بتونم ایراد ها رو رفع کنم و به سوی بهتر شدن گام بردارم . . . بابت قافیه . خب قطعا هیچ قافیه هایی همینجوری خودشون جور نمیشن . اما در این مورد هم اینطوری نبوده که بخوام به اجبار قافیه این کلماتو قرار بدم مثلا سیگار در شروع کار بوده و به دلیل هم قافیه شدن اضافه نشده. صحنه سازیشم بر میگرده به آخر ترانه . یعنی پاکت کامل سیگار رو کشیده و الانم آخرین پک رو به آخرین سیگار میزنه و .... ترجیع بند هم تار بوده و زار رو به خاطر هم قافیه شدن قرار دادم که مفهوم چندان بدی هم نداشته .به گمون خودم . اما چشم بهش فکر میکنم بازم بی نهایت سپاس بابت حضورتون و امیدوارم بهتر بشم تو این راه @};- @};- احساستون پا برجا @};-
  • سلام ترانتون بسیار بسیار زیباست.آفرین. =D> =D> @};- @};-
  • درود بر مریم عزیز.... @};- @};- آفرین...آفرین...آفرین....فوق العاده بود...بسیار لذت بردم...مریم جان دیگه جا برای هیچ حرفی باقی نگذاشتی @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سکوتش بغضِ دردُ پشتِ چشماش ؛ یه مشت ابرای تیره خوابِ خوابن تو صحرای خیالش بعد رفتن ؛ یه عالم آرزو غرقِ سرابن دلش حیرونُ سرگردونِ عشقُ ؛ سوالایی که دائم بی جوابن =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- سلام مریم جان از کارت واقعا لذت بردم :-) 8-> @};- like
  • زیبا بود لذت بردم @};- @};-
  • یه فنجون قهوه با طعم عذابُ ؛ یه پاکت ؛ خالی از هر دونه سیگار یه مرد اینجا کنار شعله آروم ؛ نشسته ؛ پیشِ قابت رویِ دیوار کنار پنجره ؛ تاریکی شب ؛ یه آهنگُ ؛ بازم تکرارُ تکرار @};- @};- @};-
  • سلام خان جعفرزاده.خوندم و لذت بردم.
  • @};- @};- @};-