دوباره

دوباره شادی رو می کنم حس دوباره می خندم به زمونه
دوباره عطر تنت میاد و دوباره با تو نو میشه خونه
دوباره چشمات رو به چشامه منو تو با هم,این از خدامه
تمومه هستیم فدای دنیات نگاه گرمت تو قصه هامه
ساده و آروم تو مثله بارون مرهم زخم تنم میشی
لحظه ی دیدار,چه حالی دارم بگی,باز عاشقم میشی
به راه تو,چشام خیره حواس من به دنیا نیس
تو وقتی با دلم باشی حضورت دیگه رویا نیس
دوباره میشی زندگیه من دوباره میشی تموم جونم
دوباره لبخند می زنی و من به احترام نگات می خونم
دوباره از راه می رسی و من پر می کنم راهو از ترانه
تو هنوز ساکتو نبستی من شدم شعر عاشقانه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: