شهر آرامش

شهر آرامش

به جز من میخوای با کی آروم بشی؟
که آغوش من شهر آرامشه
اگرچه نگاه تو معصوم نیست
ولی قلبمو سمت تو میکشه

تو بارون نمی ری و خیس تبی
سکوت تو آغاز تنهاییه
نمی دونی فردای بعد از خودت
واسه من شبیه چه فرداییه

به فکرت زده از دلم دور شی
چشات بی توجه تر از قبلناست
صدای قدمهاتو کمتر بکن
صدای سکوتم واست آشناست

یه لحظه منو از خودت دور کن
ببین میشه بی عشق پرواز کرد؟
نمیشه که فصل ِ بهار ِ دل و
با برفای دلتنگی آغاز کرد

تو که خاطرات منو می بری
یه چمدون از احساستو جا بذار
واسه آخرین لحظه با من بمون
واسه بار آخر منو دوست بدار!

از این نویسنده بیشتر بخوانید: