سهمتو بردار

بودن من و تو با هم دیگه هیچ سودی نداره
بیشه مون خشک شد و پژمرد، دیگه هیچ رودی نداره
بین ما دیوار بی رنگ، دیگه هیچ حرفی نمونده
تو و اون قانون جنگل، منو کنج غم نشونده
حرف مشترک یه قصه
سقف مشترک یه آوار
حس مشترک همینه
تمومه
سهمتو بردار
توی این بازی پر شک، غایب از لحظه من باش
اینا حرفای دل توست که یه روز میگفتی ای کاش

تو بدون من چه خوبی، من بدون تو چه دلپاک
ما با هم معنی نداریم، تو ز بادیو من از خاک
حرف مشترک یه قصه
سقف مشترک یه آوار
حس مشترک همینه
تمومه
سهمتو بردار

منو تو یه اشتباهیم توی این بازی از اول
روزا رو هی میشماریم، تا بشن این شبا سَمبَل

من هنوز عاشقم اما به فراقت کردم عادت
وصلمون حرف خوشی نیست، موندی از سر نجابت

تو همیشه یه مسافر، من همون برج بد پیر
قصمون یه خط کهنه س، گفتنش حالا شده دیر

منو این ریشه در خاک، تو و بالی که نسوخته
برو تا دل غریبم آبروشو نفروخته

حرف مشترک یه قصه
سقف مشترک یه آوار
حس مشترک همینه
تمومه
سهمتو بردار

_____________________________________
پ.ن: این ترانه تقدیم شده به نادر در جدایی نادر از سیمین.

از این نویسنده بیشتر بخوانید: