خــــــــامـــوشـــی گــــوشـــیــــتُ مــــی گــــیــــرم . . .

وقتی چشاتُ روم می بندی
روزای دلتنگی شروع می شن
از خواب پا می شم ولی چشمام
با جای خالیت روبه رو می شن

وقتی تو نیستی بغض می گیرم
وابستگی دنیامو می گیره
با هر صدایی مضطرب می شم
چشمای من تا پای در میره

با این امید لعنتی هر روز
درگیر می شم تا تو برگردی
تو باعث این دلهره هامی
هر روزمو همرنگ شب کردی
———————————-
بی تو عذاب آور ترین شبهای تاریخُ / توو اوج تنهایی و گریه تجربه کردم
رنگین کمون قرص ها لبهامو می بوسید / من مطمئن بودم به دنیات بر نمی گردم
کابوس های هر شبم از رفتنت گفتن/ وقتی حقیقت تلخ میشد ، ترش می کردم
با هیچ چی شیرین نمیشد زندگی اینجا / من به جهان بی تو هر شب پشت می کردم
———————————
سرگیجه می گیرم ولی بازم
بی وقفه دنبالِ تو می گردم
خندیدنُ چن وقته با اشکام
رو صورتم زنده به گور کردم

دنیام محدودِ به این خونه
دارم مث دیوونه ها می شم
حرف می زنم از تو با آیینه
من از خودم بی تو جدا می شم

گُم می کنم رویامو هر لحظه
وقتی فراموشیتُ می گیرم
واگیر داره این سکوت محض
خاموشیه گوشیتُ می گیرم

تَرانه سُرا : فرجام خیراللّهی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: