یار دبستانی

یار دبستانی من،کجای این جهان گمی؟
بگو کجای زندگی،درگیر درده مردمی؟

کنار آدم کوکیا،مات کدوم شب پره ای

که تو شبای شیشه ای،دلبسته به پنجره ای یار دبستانی من،بجای کیف و مدرسه
لبای غمگین ممل،کجا به خنده میرسه؟

دیگه توی ترانه ها،همدم و همراه نمیشی؟
توی نگاه پنجره،لبخند واسه ماه نمیشی؟

یار دبستانی ببین،چوب الف بر سر ماس
هنوز دلای بچه ها،دلنگرون خنده هاس

تخته سیاه لعنتی،پر شده از اسم غلط
یار دبستانی ببین،نقطه رسیدیم ته خط

دفترامون سیا شده،از جملۀ بی سرو پا
یار دبستانی من،از خواب بد بیرون بیا

توی مسیر زندگی،پای ممل جون نداره
یکش گروی دوِشه،از این روزاس کم بیاره

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

654
۲۰