هاج و واج

وقتی که همه درا دیوار میشن
وقتی هیچ حسی نمونده تو وجودم

وقتیکه صدامو هیچکی نشِنیده
حتی یادم میره که من کی بودم

وقتیکه دنیامو آب برده خدایا
مگه میشه دیگه اینجانشستن

مگه میشه بمونم وقتی عمری
همه اینجا دل ماروشکستن

نمیشه سخته اینجا پرکشیدن
کسی اینجا عصای دست ما نیست

کسی مرهم نمیشه واسه دردام
کسی اینجابه فکرعاشقانیست

دلم آشوبه هاج و واج مونده
غمامم حدواندازه نداره

تاکی دستاموروی هم بزارم
یکی تنهاییمو تنها بزاره

از این نویسنده بیشتر بخوانید: