اعتراف

اعتراف
اینکه به تو دل بسته ام دست خودم نیست به خدا
میخوام که اعتراف کنم شاید نشی ازم جدا
اومدنت توزندگیم یه اتفاق ساده بود
موندن من کنار تو ،میدونی بی اراده بود
نمیدونم چه جور شدم شریک لحظه های تو
چه جوری دل بسته شدم به گرمی صدای تو
تو خونه چشمای تو یه آسمون سادگی بود
نگاه مهربون تو دلیل دل دادگی بود
چی شد که اینجوری شدم اسیر تو نمی دونم
ولی نگوبه من برو بدون تو نمی تونم
حرفایی که به من زدی نگو همش بهونه بود
توعمق اون چشمای تونگاه عاشقونه بود
تو گرمای دستای تو یه حس بی رنگ وریاست
نگو که نیستی مال من نگو دلت ازم جداست
میخواستی اعتراف کنم که دل سپرده ام به تو
وقتشه اعتراف کنی بگی برو یا که نرو؟

از این نویسنده بیشتر بخوانید: