همین حالا

همین حالا که بی تابم
منو درگیر رویا کن
با دستات خونه ای از عشق
میون قصه برپا کن
تو چشمای تو میمیرم
دلم عمریه زخمیه
میون آینه تصویرم
همیشه سردو اخمیه
یه حس کهنه از دیروز
که با تنهایی همدرده
یه بغض خیسِ بارونی
چشامُ گرمُ تَر کرده
کنارت لحظه هر لحظه
با احساس تو درگیرم
تو قلبم غصه میمیره
وقتی دستاتُ میگیرم
همین حالا که اینجایی
همین حالا که بی تابم
لالایی هاتُ اجرا کن
منم آهسته می خوابم

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

799
۱۴