« داغ اتهام »

« داغ اتهام »

چه خوبه که با هم شنا میکنیم
تو گندابه ی نفرت لحظه ها
توی خاک مسموم این اختناق
شکفته صمیمیت محض ما

اونایی که روزا براشون سیاس
شبا روی ماهو سیا میکنن
نمیفهمن این حس نا مرئیو
اونایی که دائم ریا میکنن

نمیفهمن این حرفو که من به تو
مث یه ستاره نگا میکنم
می پرسن ازم راز یه خلوتو
ببین زندگی با کیا میکنم

ببین عشقمون داغ یه اتهام
به پیشونی هر دو تا مون زده
خدایا چه جوری ما عاشق شدیم
تو این شهر منحوس طاعون زده

چه احساس زیبای شرم آوری
که با هم همآغوش و تنها بشیم
از این گندنای نفرت آدما
ببُرّیم و راهی دریا بشیم.

از این نویسنده بیشتر بخوانید: