(( یکی ، یکی نبود ))

یکی، یکی نبود فقط تو بودی
تویی که منو از خودم گرفتی
منودادی به دست هرچی درده
نمیدونم یهو چی شد که رفتی

یکی تنها کسش فقط تو بودی
تو که رفتی و مارو توبه کردی
تویی که زدی زیر همه حرفات
بگو دور کی اینروزا میگردی

صدات تو گوشمه هنوز باهامه
هنوز عطرت از این خونه نرفته
یه بغضی تو گلومه چند ساله
دلم زانوی غم بغل گرفته

نمیدونی خدا هم قهر کرده
منو اینروزار دست گریه داده
منو خواب برده خونه آب برده
چقد ساده شکستم بی اراده

نفهمیدم چی از تو سهم من شد
به جز این حلقه ای که روی میزه
عذابم میده هر لحظه خیالت
خیال کردی که عشقم دورریزه

خیالت نیس یکی اینجا تلف شد
یکی که نفساش با تو عجینه
نگو مارو فراموش کردی دیگه
نگو که رسم عاشقی همینه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: